جستجو

تاريخ انتشار : 93/3/21 - 12:34
تنوع قومی٬فرصت یا تهدید؟
تنوع قومی٬فرصت یا تهدید؟

مقدمه

کشورایران بسان بیشتر کشورها٬یک کشور چندقومیتی است که اقوام آن هریک نقش بسزایی در عمران و آبادانی کشور و دفاع از آب و خاک و تمامیت ارضی کشور داشته اند و هزاران سال متمادی در کنار یکدیگر با صمیمیت همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند.

هویت ایران

هویت ایران از دو قسم ملی و دینی تشکیل میشود٬که هویت دینی همان دین اسلام و مسلمان بودن ایرانی هاست.

هویت ملی

بر خلاف تعریفی که برخی ها  ارائه میدهند٬هویت ملی ایران از هویت تمامی اقوامی که در آن زندگی میکنند٬تشکیل میشود و کشور ایران هویتی تک قومی و منحصر به یک قومیت را دارا نمی باشد.

بیشتر اقوام ساکن در ایران نسبت به ایران و هویت ملی آن رابطه ی عام و خاص من وجه را دارند.به عنوان مثال قومیتهای فارس٬ترک٬بلوچ٬عرب٬کرد و...هم در داخل مرزهای ایران و هم در خارج از ایران موجودیت دارند و رابطه آنها با ایران عموم و خصوص من وجه است.

هویتهای قومی اقوام ایران٬درکنار یکدیگر هویت ملی این کشور را تشکیل میدهند.و نسبت آنها به ایران همچون نسبت تکه های یک پازل به پازل است که نبود یکی از اعضا٬باعث عدم تکمیل این پازل زیبا میشود٬هویت ایرانی با در کنار یکدیگر قرار گرفتن اقوام داخل آن است که شکل میگیرد و کلی است که از جزء ساخته میشود ودر غیر اینصورت هویت کل از بین میرود و هویتهایی جداگانه به وجود میایند.

سیاست حکومت ها در مقابل اقوام

حکومت ها معمولا در قبال اقوام سرزمین خود یکی از دو سیاست زیر را انتخاب میکنند:

۱ــ یکسان سازی قومی 

۲ــ ایجاد عدالت بین اقوام و رسمیت بخشیدن به هویت قومی در زیر مجموعه هویت ملی

سیاست یکسان سازی قومی

اجراکنندگان این سیاست ضدانسانی وجود تنوع قومی در کشور را تهدیدی بر علیه اتحاد ملی و عامل تجزیه تلقی میکنند و تنها راه رسیدن به اتحاد ملی را در حذف  دگر اقوام میدانند و در جهت رسیدن به این هدف٬در دو مرحله سیاستهای خود را اجرایی میکنند:

 اول:الیناسیون یا از خود بیخود کردن انسانها

در این مرحله٬که با تحقیر قومیتی و هویتی اقوام همراه است٬حکومت سعی بر القای پست و بدفرهنگ بودن هویت اقوام به آنها را٬در جهت از خود بیخود کردن اقوام و عصیان آنها علیه هویت خود و خود باختگی اقوام میکند.به طوری که فرد الینه شده٬ از هویت خود شرم دارد و هویت قومی خود را پست میشمارد٬و از بروز و ظهور دادن هویت قومی خود خجالت زده میشود و از آن نفرت دارد.و در نهایت تلاش خود را برای فرار از این هویت تحقیر شده٬انجام میدهد.

دوم:آسمیلاسیون یا استحاله فرهنگی

فرد الینه شده و ازخود بیگانه٬دراین مرحله ٬با هویت ممتاز و برتر جلوه داده شده مواجه میشود٬که باید آن را انتخاب٬و با ورود به آن٬هویت منفور جلوه داده شده قومیت خود را ترک کند٬و هویت تزئین شده را به هویت تحقیر و تمسخر شده اش ترجیح دهد.

در جامعه ای با چنین سیاست٬ و آسمیله کنندگان با استفاده از همین افراد هویت گریز٬در مقابل اعتراض اقوام، ایستادگی میکنند.

تبعات سیاست یکسان سازی قومی

سیاست یکسان سازی قومی در اکثر مواقع نه تنها اتحاد ملی به وجود نمی آورد بلکه تبعات منفی زیر را نیز میتواند به بار بیاورد.

۱ــ تضعیف اتحاد و تنفر اقوام ازهم ۲ــ عدم اعتماد اقوام به حکومت ۳ــ استقلال طلبی و تجزیه طلبی   ۴ــ تشدید تعصبات قومیتی و....

تضعیف اتحاد و تنفر اقوام ازهم

مسئله بسیار ساده است٬اگر حکومتی هویت یک قوم را بر دیگر اقوام تحمیل کند و در کنار آن به هویت های اقوام دیگر اجازه بروز و ظهور اجتماعی ندهد٬اقوام فرودست که هویت قومی خود را درمعرض نابودی میبینند٬حکومت را تنها متعلق به قومیت خاصی میدانند و نسبت به  یک قومیت  و هویت آن حس خوبی  پیدا نمیکنند ودر این صورت ، یک قومیت خاص٬خود را مالک کشور میداند و نسبت به دیگر قومیتها احساس برتری پیدا میکند .

در چنین شرایطی است  که  به جای حمایت با دلایلی غیرمنطقی در مقابل آنها قرار میگیرند و آنها را مستحق برخورداری از حقوق یکسان نمی دانند.

 عدم اعتماد اقوام به حکومت

در صورتی که  حکومتی درصدد تغییر هویت بخشی از ملت به هویت  بخش دیگری ازملت باشد٬اقوام مشمول سیاست یکسان سازی٬حکومت موجود را یک حکومت عادل نخواهند دانست٬و اعتماد آنها نسبت به حکومت کاهش خواهد داشت.

استقلال طلبی و تجزیه طلبی

با اجرای سیاست های یکسان سازی قومی٬اقوام شاید سکوت موقت کنند٬اما معمولا دغدغه هویت در اقوام رشد قابل توجهی خواهد داشت و تحریکات ناسیونالیستی از جانب  برخی کشورها این دغدغه را به آتش زیر خاکستری تبدیل خواهد کرد که شعله ور شدن آن تنها به یک باد نیاز دارد و مقدمات تجزیه کشور فراهم می گردد.

تشدید تعصبات قومیتی

با اجرای سیاست یکسان سازی قومی در نواحی پیرامونی ٬باعث افزایش تعصبات قومی میشود و کشور به سوی یک جنگ داخلی  حرکت میکند و اتحاد و همدلی ساکنان کشور در معرض خطر و نابودی قرار می گیرد. 

نمونه بارز اجرا و در پیش گرفتن این سیاست غیر انسانی را می توان به دوران  حکومت  پهلوی اشاره کرد.

 سیاست ایجاد عدالت بین اقوام

در این سیاست که از اسم آن پیداست و در کشورهای توسعه یافته نظیر سوئد و  سوییس اجرا شده است تلاش میشود به منظور ایجاد اتحاد ملی

۱ــ در تعریف هویت ملی٬هویت تمامی اقوام دخیل باشد

۲ــ برای زبان های تمامی اقوام احترام و جایگاه ویژه ای قائل شوند

۳ــ نگاههای  تبعیض آمیز قومی وجود نداشته باشد

اصول فراموش شده

برخلاف حکومت  پهلوی که در آن بروز و ظهور نشانه های هویتی اقوام  ایرانی یک جرم محسوب میشد٬قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل های ۱۹و۱۵همه اقوام را در برخورداری از حقوق مادی و معنوی٬یکسان معرفی میکند٬و هیچ قومی را بر قومی دیگر ترجیح نمیدهد و ضمن اعلام کردن زبان فارسی بعنوان زبان رسمی  کشور،حکومت را موظف به پاسداری از زبانهای تمامی اقوام ساکن در ایران میداند.

اما متاسفانه بعد از گذشت ۳۵سال از عمر انقلاب اسلامی ایران٬این اصول تاکنون اجرایی نشده اند و ملت ایران  همچنان خواستار اجرای این اصول هستند.

با توجه به عدم اجرای این اصول تابه کنون٬اجرایی کردن این اصول یکی از وعده های پرطرفدار کاندیدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری٬ازجمله آقایان روحانی٬عارف و رضایی بوده است٬که امیدواریم دولت یازدهم با اجرای این اصول ٬گامی اساسی در تحقق وعده های خود  بردارد.

اصل ۱۵قانون اساسی

«زبان و خط رسمی و مشترک ایران فارسی است.اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد.ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است»

اصل۱۹قانون اساسی

«مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند٬از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»

منبع خبر : ستار صمدی
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون