جستجو
تاريخ انتشار : 1396/09/28 - 12:29
عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان : آقایان آن ممه را لو لو برد
وقتی علیه ما اتهام می زنند .وقتی می گویند پان ترکیسم هستید،وقتی می گویند چون به خارج رفتید و یا به سفارت،وطن فروش هستید.بی وطن هستید اینها زمینه سازی برای کشتار ملی است،تمامی ملل ایران اعم از عرب ها،بلوچ ها،کردها،خراسانی ها،گیلانی ها،لر ها،تورک ها هم باید متحد باشندو هم هوشیار باشند.وقتی صدای کشتار فاشیستی از دهان یک...

 

آقای نظری ! شما بعنوان سردبیر نوید آذربایجان همواره از مکتب آذربایجان گفته اید و نوشته اید.در همین چند ماه گذشته سایت های مختلف دراقصی نقاط جهان از مباحث مطرح شده با روشنفکران مرکز بحث به میان آمده است.حرفتان با مرکزیت روشنفکری ایران چیست؟

 

مکتب آذربایجان ابعاد مختلفی دارد،بعدی از آن توسط نویدآذربایجان در سالهای گذشته تاکنون مطرح شده است.ما بعنوان یک نشریه مباحث نوینی را طرح و آنها را همگانی کرده ایم،اگر روزی کسی نمی دانست هویت طلبی چیست، امروزه هر کسی ادعا ی آن دارد تکلیف و وظیفه ما بعنوان روشنفکران یا فعالین فرهنگی و بومی دیگر شرح آنها نیست تعمیق آنهاست.تعیین خطوط واقعی آنها با ابتذال و کلیشه هاست.

 

یعنی معنی این حرف آن است که خطر همچنان موجود است؟

 

طبیعی است الان موج گذشته گرائی ،خشونت طلبی بیشتر از همیشه خطر آفرین است.در آمریکا ترامپ ،در اروپا راست گرایان نازی حتی در آسیا گذشته گرایان داعشی و یا حتی در ایران شوونیسم کشتارگر شروع به جنبش از یخ زدگی نموده اند.

بروید یک نگاهی به نوشته های مهرنامه در خصوص کوروش نامه بیاندازید،ببینید انسان از انسانیت خود دل آزرده میشود یا خیر؟

نویسندگان این ترانه های فاشیستی، انسان امروز و روشنفکر مرکز است و دقیقا صدای پای فاشیسم و کشتار است.محفل شوونیسم ایرانی در آن مجله خانه کرده  تا کوروش واهی و غیر تاریخی را بعنوان راه نجات مردم به خورد مردم بدهد.

 

تاریخ گذشته، در تمامی ملت های جهان خوانده می شود،خوانده شدن آن به نظرتان خطرناک است؟

 

نه.خوانده شدن آن اگر امری تاریخی است و برای عبرت آموزی،امری عادی است اما اگر برای سیاست گذاری فعلی مملکت است ،اجرا کردن سیاست قومی رضا شاه برای سرکوب ملت های ایرانی برای ساختن ملت ایران است.

پس از روی کار آمدن رضا میر پنج با سیاست انگلیس که طبیعتا مقداری هم خدمات دارد اما تمامی آن خدمات برای کشتار به نفع انگلیسی ها ایجاد شد،ارتش نوین هم خدمت بود و هم خیانتی به ملت های ایران تا یکی یکی تمامی آنها را سرکوب کنند،کشتار ملت ها در عالم هپروت و یا قبل از تاریخ اتفاق نیافتاده است همین قرن اخیر است یعنی تاریخ معاصر ایران است.

 

کشتار ملت های ایران  در رژیم گذشته شامل یکی و یا دوتا نیست.کشتار خراسان ،کشتار گیلان،کشتار بلوچستان،کشتار عربستان،لرستان،چهار محال بختیاری،بوشهر،کشتار  کردستان،کشتار آذربایجان.این کشتار آخری به دروغ جنگ با فرقه دمکرات معنی شده است.وقتی فرقه دمکرات در آذربایجان بود تمامی ارتش شاهنشاهی و خود اعلی حضرت همایونی در سوراخ های موش قایم شده بودند.وقتی فرقه صلح کرد یا تسلیم شد و بالاخره به شوروی فرار کرد شوونیسم کشتارگر ،مردم عادی کوچه و بازار را قتل و عام نمود و بعد بچه های آن مردم را وادار گردند بر سر جنازه های پدران خود رقص و پابکوبی کنند چون آنها را نجات داده اند،این ذهنیت کشتار است.ملت کشی معنی اش این است حالا سیاست این فرد را روشنفکران مرکز با همکاری مانقوردهای محلی و داخلی با نام و عنوان کوروش مجددا در ایران حاکم کننند.یک باستان گرای آغشته در گذشته منحط و ارتجاعی و برای انتقام از به اصطلاح اقوام ایرانی و تحت نام شاهنامه و یا کوروش نامه!

 

نمی خواهم با سوال های مختلف از بحث اصلی خارج شویم اما منظورتان از گذشته گرائی منحط و ارتجاعی چیست.اگر دوران گذشته خیلی به اصطلاح پارلاق و روشن باشد باز هم نباید بدان پرداخت؟

 

ببینید عزیزان! هیچ گذشته ای از حال  و آینده انسان با ارزش تر نیست،گذشته همواره ارتجاعی و منحط است.ظریفی همواره به من می گفت اگر پرنده ای که سر آن به طرف گذشته باشد و دم آن به طرف آینده، بدان که دمش از سرش با شرف تر است.نجات همواره در آینده و کشتار ملی همواره در گذشته است اگر از آن درس نگیریم و آمادگی ذهنی نداشته باشیم باز هم خشونت کشتاری گذشته گرائی دامن ما را می گیرد.

ببینید !

وقتی شوونیسم اتهام می زند،تحقیر می کند،کوچک میسازد صرفا و صرفا آماده سازی برای کشتار های بعدی است.بگذارید از همین اورمیه یک مثال بزنم.

وقتی سعادت استاندار بود و آقای اشتری مدیرکل میراث فرهنگی،ایشان در مصاحبه ای فرمودند که خانه باغ سیاوش خانه اربابی بوده و در زمان رژیم سابق یعنی پهلوی احداث شده است.الان هم این مصاحبه در خبرگزاریها موجود است .آن موقع من فکر کردم یک اشتباه لپی این آقا است و ارزش پاسخگوئی هم ندارد اما بعد متوجه شدم باید واکنش نشان داد.باغ سیاوش اولا دار الاماره حکومت افشار بوده و تاریخ آن در زمان حکومت قاجارها نوشته شده و الان در کتابخانه های شهر موجود است.در زمان پهلوی وارث آن محل، آن را به پهلوی ها هدیه داده است.بعد از خرابی متوجه شدم که چرا آن را کوچک و بی ارزش جلوه داده اند.برای اینکه آثار زندگی و حیات را از جانداران آن بگیرند ،برای کشتار جانداران آن و برای فروش متری آن و تبدیل به پاساژ و مغازه و آپارتمان چنین فیلمی بازی کرده اند.بروید ببینید دو تا از درختان آن باغ در ورودی دانشکده کشاورزی سابق و لابد دانشگاه امروزی در خیابان شهید بهشتی موجود است.آخرین نشانه های زنده آن باغ، همان دوتا درخت باقیمانده است.حالا شما نتیجه بگیرید که چرا می خواهم بگویم !سابقا در نوید آذربایجان گفته ام ما مرغ هالکون دریای ایران هستیم اگر خدای نکرده طوفانی در بگیرد ما آرامش دهنده آن دریا می باشیم،صداقت ما در سالیان گذشته نشان آزادی ایران از نیروهای کشتارگر ملی بوده و خواهد بود.

 

کشتار در یک محیط گیاهی چه شباهتی به کشتار انسان ها دارد؟

 

خب عزیزان!ذهنیت همان است،وقتی علیه ما اتهام می زنند .وقتی می گویند پان ترکیسم هستید،وقتی می گویند چون به خارج رفتید و یا به سفارت،وطن فروش هستید.بی وطن هستید اینها زمینه سازی برای کشتار ملی است،تمامی ملل ایران اعم از عرب ها،بلوچ ها،کردها،خراسانی ها،گیلانی ها،لر ها،تورک ها هم باید متحد باشندو هم هوشیار باشند.وقتی صدای کشتار فاشیستی از دهان یک به اصطلاح فیلسوف پخش می شود و آنهم در مجله های روشنفکران مرکزیت انعکاس می یابد،یعنی آماده سازی .

برای همین از شما خواستم آی نمی دانم فلانی پاسدار است و یا مداح است ویا نماز می خواند یا نمی خواند،مهم برای ما یک انسان است که در سرزمین ایران زندگی می کند و نباید به دست جرثومه های فساد تروریستی و شوونیستی چه تجزیه طلب و چه مرکزیت طلب کشته شود. این خواسته زیادی نیست.

آن فیلسوفی که برای کشتار ،تئوری کوروشی ابداع می کند! در سایت خود می نویسد که "همانطور که شما را در گذشته کشته ایم و خوب کرده ایم مجددا هم خواهیم کشت" فکر می کند اگر ذیل آن را امضا نکند محکوم نمی شود.

 

آقای نظری شما سی سال قاضی بودید واقعا چطور یک نفریک همچنین تئوری خطرناکی را مطرح می کند ،دولت و یا ارگانهای امنیتی واکنشی نشان نمی دهند.آیا این تهدیدات هیچگونه حساسیتی برای دولت ندارد؟

 

من یکبار در نوید آذربایجان مطلبی نوشته بودم تحت عنوان " در بی دولتی تورک های ایران"

 برای همین می گویم رای دادن،نفعی به حال ما نداشت تا به امروز.کلاه سرمان رفته است.آقای استاندار بعوض مهره چینی برای تعریف و تمجید روحانی و مسئولین باید فردی را انتخاب می کرد که بتواند به روحانی بگوید اگر رئیس دولت ما هستی باید تئوری های فاشیستی شوونیسم را جمع بکنی!.الان هر کس حتی از یهودی ها بد نگوید و فقط بگوید که آتش زدن آنها در کمپ ها دروغ است بعنوان هالوکاست و عدم اعتقاد به آن مجازات می شود اما در این مملکت فیلسوفی صراحتا می گوید تورک  خوب ،تورک مرده است و باید شما را بکشیم.!! کدام استانداری یا فرمانداری عکس العمل نشان داده، کدام نیروی امنیتی به رئیس جمهور نامه نوشته که این کوروش نامه ها ،شاهنامه ها و خواندن و تئوریک کردن آنها برای کشتار ملت های ایران تحت عنوان اقوام نوعی کوچک کردن ملت ها و سرکوب و کشتار آنها از طرف مرکزیت گذشته گرا، منحط و غیر انسانی است !!و حداقل تهدید به قتل ملت،یک جرم حقوقی است،

زمان و زمانه ،دوران آگاهی و آزادی می باشد،زمانه کشتار های شاهنشاهان از ملت های گوناگون در مصر، عربستان و یا بابل و یا یونان و افغان و غیره در زیر صدها خروار آگاهی ملی مدفون شده است.با تئوریزه کردن این گذشته کوروشی.

 از سردبیر آن مجله سوال کردم که با سی میلیون تورک چه خواهید کرد؟

 

مرد نا حسابی ملت ها امروز با کشتار تمام نمی شوند.پان ایرانیست معروف آقای مشیری در یک برنامه می گفت" وقتی فاشیست های آدمکش به قدرت می رسند،کاری می کنند که رژیم پهلوی و ارتش شاهنشاهی در آذربایجان مرتکب شد.فرقه فرار کرده رفتیم افراد کوچه و بازار را در تبریز و آذربایجان کشتار نمودیم! بدون هیچ علت معقول!"

برخی می گویند کوروش منشور حقوق بشر نوشته و بابل را آزاد کرده نظرتان در این خصوص چیست؟

 

وقتی یک شاه از ایران لشکر کشی می کند و در هزاره پیشا تاریخی چنین خزعبلاتی می بافند،فقط محض خنده است.در هزاره سوم، نجات عراق و لیبی و افغانستان توسط امریکا و جهان بین الملل را دیدیم.!چه برسد به اقدام مشابه پیشا تاریخی آن کسانیکه به چنین حماقت هائی اعتقاد دارند.از صنف انسانی باید بیرون گذاشته شوند.عادل ترین شاه ایران در تاریخ ،انوشیروان دادگر بوده  که در یک شب 60 هزار انسان را وارونه کاشته است. لابد ترامپ هم برای آزادی مردم عراق و لیبی و سوریه آمده است...

واقعا که برای یک سردبیر مرکزی باید هم داستانی با تئوری بافان کشتار ملت های ایران باید و باید ننگ باشد.

من از قاتلین گذشته ملت های ایران چه شاه و چه داشناک های ارمنی و جیلوها ترسی ندارم.این رویابافان پیشا تاریخی جز زحمت ما و حیثیت خود چیزی از دست نمی دهند .اما روشنفکران مرکز و بویژه سردبیران نشریات مرکزیت باید از این هم داستانی شرمگین باشند،هرجا ممکن باشد از این دسته باید سوال شود و بدین سادگی نخواهد بود که بار دیگر بخواهند پس از جمهوری دوباره سایه نحس کشتار گران ملت های جهان را بر ایران حاکم نمایند و تحت نام شاه نامه و یا کوروش نامه.

سردبیر عزیز ! آقای قوچانی آن ممه را لو برد.

النهایه ما انسان های مدنی هستیم،چه در مقابل فیلسوفان کشتار و چه دولت امید و اعتدال فقط سوال می کنیم.این چه وطنی است که شما به نام و یا به ننگ از آن حمایت می کنید!.اما فرزندان همان وطن و انسان های همان وطن را با ولع و حرص هذیان آوری کشتار می کنید!.چون وقتی از کشتار های گذشته منحط تاریخی قدردانی می کنید،یعنی برای کشتار های جدید آماده میشوید و با حرص و ولع اعلام می کنید یک رضا پالانی و یا بدتر از آن یک کوروش لازم دارید.!

من از واضع این تئوری ها هیچگونه انتظاری ندارم،اما از روشنفکران مرکز و مرکز طلبان روشنفکر انتظار دارم که بگویند چرا از مردم اطراف ایران این اندازه انزجار دارید! چرا برای کشتار آنها اینقدر حرص و ولع دارید! زنده کردن کین و نام و ننگ تاریخی چه سودی برایتان دارد! آقایان مرکز گراها،آقای قوچانی! اینهمه کینه برای انسانها را از کجا تلنبار می کنید؟ چرا ما نمی توانیم از شما کینه داشته باشیم؟

آقای اعتدالیون،آقایان روشنفکران مرکز! در این وطن، ملت های بزرگ ایران چه تورک،چه کرد،چه بلوچ،چه عرب،چه لر، و چه خراسانی و چه گیلانی در رژیم گذشته سالهای سال سرکوب و کشتار شده اند.الان شما از کشتارگران ملی حمایت می کنید.شوونیسم جز احیای کین ملی و تاریخی شاهنشاهی و حتی پیش تاریخی کار دیگری ندارد.هیتلر را حزب ناسیونال سوسیالیسم  آلمان و مردم آلمان بر سر کار آورد و در نهایت میلونها انسان بدست وی کشته شدند و حتی آلمان نیز نابود شد.صدای پای فاشیسم در اروپا تئو نازی ها و در کشور ما ایران ،شوونیسم عقب مانده ذهنی و تاریخی است.

 

بنظر شما این افراد ازطرح چنین تئوریهائی چه سودی می برند.

 

آنها می خواهند ما در نداری خود غرق بشویم،صنعت و توسعه مان مرکزیت باشد و ما استان اول در پرداخت مالیات باشیم. این تئوری ها برای عدم درخواست و احقاق حقوق خودمان است.یارو فیلسوف مانقورد اعتراض کرده و در مهر نامه چاپ شده است چرا در سه استان تورک زبان اجازه دادید درس و یا واحد اختیاری آموزش زبان محلی در دانشگاه آنها راه اندازی شود.برویدبخوانید.آقای قوچانی هم نشر دهنده آن است.

یکصد و پنجاه هزار نفر ارمنی دارای مدرسه و دانشگاه هستند .سی میلیون تورک از آن بی بهره اند.ترساندن ما برای عدم طرح حقوق حقه خودمان است.فقط همین ،چه مانقوردها تورک باشند و چه روشنفکران مرکز و چه دولت ، خواسته یکی است و آنهم خواسته شوونیسم غارتگر و قاتلین ملت های ایران.

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون