جستجو
تاريخ انتشار : 1396/08/18 - 13:56
پاسخ عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان به فحاشی های کانال آذری ها /در چهان امروز زبان کشی شکل آرام نسل کشی است
چطور ممکن است یک سردبیر مرکز چنین فضایی برای یک مانقورد بیافریند،که او از دولت بخواهد که یک سردبیر نشریه را بکشد و یا حتی دستگیر بکند.چرا فکر می کنید کشته شدن یک انسان می تواند به شما کمک بکند،آن هم یک کوروشی یک امپراطوری طلب هخامنشی، یک باستان گرای ضد اسلامی ، چرا برایش توضیح نمی دهید که اگر قرار باشد به علت حق خواهی و یا دموکراسی ...

مقدمه: بدنبال نامه سردبیر نویدآذربایجان به سردبیر مجله مهر نامه،جوابیه ای توهین  آمیز و بدون امضای نویسنده  در کانال آذری ها درج گردید . درجوابیه مذکور به بزرگان آذربایجان به سبب اینکه مطالب آنها در نشریه نویدآذربایجان چاپ شده اهانت شده است فلذا جهت تنویر افکار عمومی و روشن شدن ماهیت نویسنده آن نامه ،جوابیه ای از طرف عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان  ارائه می گردد که از نظر خوانندگان می گذرد.

انیشتین میگوید: دو چیز نا متناهی هستند یکی کائنات و دومی بلاهتو حماقت انسان و بلافاصله اضافه می کند که به نامتناهی بودن اولی مشکوک  هستم چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقیز کتابی آفریده است بنام (روزی به درازای یک قرن) در این داستان مانقورد تورکی است که در

اثر شستشوی مغزی از حالت انسانی خود بدر آمده وعلیه هویت تورکی خود دست به جنگ آلوده وقتی مادر وی متوجه این امر می شود به سراغ فرزندش میرود تا وی را به دامان خانواده برگرداند مانقورد از شدت عصبانیت مادرش را می کشد!

(کسانیکه می خواهند از داستان مانقورد.. تورکی که دشمن هویت تورک شده آگاهی بیابندمیتواننددرجستجوی گوگل مانقورد  نوشته و آن را بخوانند)

پس از خواندن آن متوجه درد-دقو بقوی قیرقیزی مطرح شده از طرف رئیس سیاست گذاری بشوند!

اما آنچه باعث آرامش و راحتی خیال است اثبات مسائل گفته شده قبلی در نامه به آقای قوچانی بود.

الان آقای قوچانی می توانند پاسخ داده شده را مطالعه کنند و به شخصیت معلول و ناقص الخلقه طرف مورد مصاحبه اش آگاهی بیابند!

آقای قوچانی! آقای (( فاذری)) شما قادر به هضم و فهم یک نامه ساده نیست،تحمل گفتگوی دو سردبیر البته مرکزی و محلی را تاب  نمی آورد، ادب مانقوردی خود را در سطر سطر فحش نامه خود به نمایش می گذارد!

همچنان که نوشته بودم،شخص اول شما صراحتا و دقیقا اعلام نموده است که دولت شاهنشاهی رژیم منحوس پهلوی و ارتش  شاهنشاهی با همکاری اجامر و اوباش ((مانقورد ها)) یعنی تورک های فارس شده(فاذری ها) پس از صلح و تسلیم و نهایتا فرار سران فرقه دمکرات به آزربایجان شمالی (شوروی) ،وارد آذربایجان شده و کشتار ملی را رقم زده اند!

همان دولت و ارتشی که در طول موجودیت خود یک گلوله به دشمن خارجی و حتی اشغالگران خارجی شلیک نکرده است!!

آقای قوچانی !دست مریزاد،واقعا به عنوان یک سردبیر باید افتخار کنید که چه سیاست گذاری به چنگ آورده اید که می تواند صراحتا به کشتار ملی بخشی از ممالک محروسه ایران افتخار بکند و آن را هم اعلام نماید و حتی تهدید کند که باز هم چنین خواهند کرد!

آقای قوچانی ،آفرین بر شما-ببینید ملت به چه کسانی اعتماد می کند و او را روزنامه نگار خود میداند!

من سی سال قضاوت کرده ام ،افتخار من آن است که یک حکم قتل چه حق وچه نا حق صادر نکرده ام ،البته بودند کسانیکه مجبور بودند به حکم قانون حکم قتل صادر نمایند،اما یک قاضی عرفی ندیده ام که برای کشتن افراد حتی جانی افتخار بکند و با شور و شعف بدان اقرار نماید،این اعلام کشتار ملی در تاریخ و تهدید به تکرار آن فقط و فقط برازنده سیاست گذار مجله مهرنامه است!

گرچه قمپوز در می کند،در آن موقع نفر شما حتی وارد رحم مادرش نیز نشده بود،میخواهد در چشم شما بزرگ دیده شود،که می تواند برای شما آدم هم بکشد!!

انیشتین گفته است بلاهت و حماقت پایانی ندارد،بقول (آیتماتوف)برای مانقورد ها!

آقای قوچانی!

بلاهت اجازه نمی دهد تا متوجه شود که یک سردبیر چه مرکزی و چه محلی یک شخصیت است که می تواند به تمامی

کنفرانس ها و سمینارها به تمامی کشورها و یا سفارتخانه ها دعوت بشود،در آن دعوت ها ده ها خبرنگار- ده ها مامور دولت همچون استاندارها – فرماندارها مامورین وزارت خارجه و ده ها روزنامه نگار مطابق پروتکل های بین دولتی و بین المللی حضور دارند، عکس و گزارشات آن در روزنامه ها – خبرگزاری ها پخش و نشر میشود.

آقای قوچانی حامی مانقورد شما،فهم و شعورش در آن حد نیست که بفهمد چه قوچانی و چه نظری فعال حوزه فرهنگ هستند و فروشندگان مملکت معمولا عنوان شاهنشاه و یا حداقل ژنرال را یدک می کشند،همچنانکه آخرین وطن فروشی بنظرم در سال 50 یا 52 با حضور اعلی حضرت همایونی شاهنشاه آریامهر و وزیر خارجه انگلستان انجام یافت!!

آقای قوچانی ! ببین چه مملکتی داریم که یک روزنامه نگار و یا نویسنده به سفارتی میرود تا آن را بفروشد!!

راستی شما از این مانقورد پرسیده اید که مملکت را متری می فروشند و یاکیلوئی!!

 

مادرم می گفت : پسرم خانه ای را که با آبگوشت پختن از بین برود ، پلو بپزید تا درب و داغون شود!!

آقای قوچانی

این مانقورد ها تنها اون یک نفر نیست ، یک گروه و محفل هستند،مثال با سوادترین آنها دکتر احمدی است،در تحقیقات خود یک مترجم ویا شاعر پیدا می کند که او بگوید ، تمامی کردستان عراق و ترکیه و سوریه در اصل مال ایران است

خوب نظر است چه بهتر در میان پاکستانی ها و یا بلوچ ها یک نفر راننده پیدا می کند و از زبان او می نویسد اصلا بلوچستان و پاکستان و حتی آنورتر تا هندوستان مال ایران است ، هیمالیا چون رشته کوه البرز هم چسبیده به آن است مال ایران است ، اگر بشود  خوب است اما این آدم سواد خود را به ناسیونالیسم افراطی ایرانی گره زده که تنها می تواند جنگ و کشتار ارمغان بیاورد، من برایش

گفتم: عزیزم ما در یک دانشکده خواندیم در یک گروه بودیم،این نوع پان ایرانیسم فقط

می تواند خرابی و ویرانی نصیب کشور ما بکند. با گفتن فلات ایران به زیر پرچم ایران مسئله حل نمیشود، تا باید با گروه های کرد و یا پاکستانی و یا افغانی ده ها سال به جنگی ، که در نهایت جز کشتار نصیب ملت های ما نمی کند!

تنها به پان ایرانیست ها نیست که میگویم ، بارها نوشته ام اگر یک نفر در غیر ایران هم معتقد به پان تورکیسم باشد ، حاضرم در هر نقطه جهان بروم و با آنها بحث نماییم که عزیزم از استان غربی چین (اورمچی) تا ناف اروپا، تورک ها همانند کمربندی دور جهان صف  کشیده اند ، به زیر یک پرچم بودن این تورک ها نه ممکن است و نه سودمند ، فقط می تواند پانصد سال جنگ به ارمغان  بیاورد، ملت ها باید در چهارچوب کشورهای خود همانند دوست و انسان با دولت های خود زندگی بکنند ، نیاز به جنگ نداریم.

شریف ترین و مبارزترین این گروه فردی بود به نام عنایت اله رضا،وقتی به شوروی گریخت،در رادیوی پیک ایران  24ساعته فریاد می زد؛ تورک ها برای رهایی خود باید فارس ها را بکشند.بعد از اینکه  به تهران رفت شعارش برعکس شد،فارس ها تورک ها را بکشید تا کامروا شوید!شعور این مانقورد سیاست گذار حتی اندازه ی آنها نیست،فکر می کند که

اگر دو جمله نیش بزند که گویا اروپا و یا خارج رفته ای و یا به سفارتخانه،لابد بچه زهر ترک می شودو دیگر تورک های فارس شده و اجیر شده های رضا پالانی راحت می شوند و دیگر سردبیر محلی از هویت و حقوق مردم خود نمی نویسد!! و لابد تابع کوروش می شود!

بچه جان فاذری،مانقورد و بقول انیشتین تا بی نهایت، من نویسنده ام ، به هرجا رفته ام ده ها صفحه مقاله و مطلب نوشته ام و همه نیز در نشریات چاپ شده است.چه گزارش سفارت باشد و چه سفرهای خارج از کشور،ریز به ریز سطر به سطر گفته به گفته چه موضوع بوده،چه سوالی شده؟در سالن شهرداری مالمو،مسئول حزب حاکم یک فرد ایرانی و کاشانی بود،تمام ایرانی ها را در شهر مالمو به سالن دعوت کرده بود.به پیشم آمد و گفت:آقای نظری چون شما به ایران باز می گردید،می خواهم پشت تریبون رفته و

از حضار خواهش کنم که سوال هایی که ممکن است شما را در داخل ایران در مخمصه قرار بدهد،نپرسند.گفتم نه لازم نیست من مسئول جواب های خودم هستم و در مرحله اول به دوستانم در نشریه و در مرحله ی دوم به بقیه ی مردم و مسئولین کشورم، آنها می توانند هر سوالی بکنند،مملکت من به آن حد از بربریت نرسیده که سردبیر یک نشریه را به خاطر سوال های بی ربط فردی در

مخمصه قرار بدهد.قتل های زنجیره ای توسط عده ای عناصر امثال این مانقورد شما انجام گرفته و نه سیاست یک کشور!از طرفی شما چگونه به ایشان اجازه می دهید که برای کشتن و یا گرفتن یک سردبیر محلی دست به دامن نیروهای خودسر یک  دولت بشود!

چطور ممکن است یک سردبیر مرکز چنین فضایی برای یک مانقورد بیافریند،که او از دولت بخواهد که یک سردبیر نشریه را بکشد و یا حتی دستگیر بکند.چرا فکر می کنید کشته شدن یک انسان می تواند به شما کمک بکند،آن هم یک کوروشی یک امپراطوری طلب هخامنشی، یک باستان گرای ضد اسلامی ، چرا برایش توضیح نمی دهید که اگر قرار باشد به علت حق خواهی و یا دموکراسی طلبی و یا جامعه ی مدنی خواهی کسی کشته شود،نوبت ما به عنوان مهرنامه قبل از آن ها باید باشد!

حداقل برایش بگو که ایشان همراه شمس الواعظین جلال رفیع- آقای فریدون صدیقی و محمدحسین فرقانی قبل از من قوچانی از نویسندگان روزنامه های سراسری هستند!

برایش بگو فیلسوف جان اگر نظری از تهدید به مرگ می ترسید همان سال های 1353 که برای خودمان سه سال زندگی درنظر  گرفته بودیم،از ترس قالب تهی می کرد.

من در ده ها نشریه،صدها مقاله و مطلب چاپ شده دارم پس از پنجاه سال نوشتن،کشته شدن یک امضای خونین پای آنهاست که تا تاریخ هست آنها نیز آموزه ی مردم آزربایجان باشند!

همواره گفته ام میلیاردها تومان-دلار-یورو پول لازم است تا که یک پاکت آب میوه بدست بیاید اما برای ساختن یک قهرمان و یا یک شهید یک سلول دو متری و یا یک گلوله صد تومانی کفایت می کند،من فکر می کردم که حداقل فیلسوف ها این مسایل را می دانند و اگر هم بلاهت منظور نظر انیشتین را داشته باشند،بدان حد نیست که دست به دامن خبرچین های اطراف سفارت ها و یا

پاسبان های خیابان بشوند! و یا دست به دامن محرمعلی خان های وزارت ارشاد بشوند!راستی این مانقورد چگونه رویش می شود تا بدنبال زرتم المقابر دوران شاهنشاهی هخامنشی باشد،اما از مامورین جمهوری اسلامی برای  کشتارمردم و بخصوص فرهنگ دوستان جامعه ی مدنی و آزادی خواهان دموکراسی خواهان، کمک بخواهد!واقعا که بقول انیشتین بلاهت

انسانی لامتناهی است!

آقای قوچانی!

به نویسنده پاسخ نامه ی خودتان بفرمایید،اولا در عالم مطبوعات نوشته ای بدون امضا همان خزعبلات است!

دوما-تهدید به مرگ و یا کشتار بخشی از مردم جرم است و اگر هم بدون امضا باشد، اگر مردمی که تهدید به کشتار شده اند،دولتی واقعی داشته باشند،باید چنین افراد

مانقوردی را تحت تعقیب قرار بدهد نه روزنامه نگار و یا نویسندگان را.

سوما- از تهدید خودم و از فحاشی های او گذشت می کنم چون می دانم از چه ناراحت است،آنها حماقتی کرده و مردم بی گناهی را کشتار کرده اند و در عوض مردم آزربایجان انتقام خود را از رژیم شوونیست پهلوی و ارتش شاهنشاهی در انقلاب 1357گرفته اند.

چهارما و آخرا اعلام می دارم :

داشناک های ارمنی به اضافه ی شوونیست های پهلوی یکبار قدرت بدست گرفته و امتحان خود را پس داده اند و کوپن آنها دیگر سوخته است یک بار هم تیتر بزرگ نوید آزربایجان بود،با وجود آزربایجان دیگر برای دو گروه در این مملکت حکومت نخواهد بود.

 

داشناک های ارمنی و شوونیست های پهلوی حتی اگر در کف دست خود مویی ببینند,حتی اگر مانقوردها یعنی فاذری ها یا همان تورک های فارس شده کنارشان باشند!

دوران آگاهی و آزادی ست و دیگر سلطنت طلبان شوونیست و قاتلان داشناک نمی توانند بر ایران ما حکومت کنند!

شنیع ترین جرم نسل کشی است،در جهان امروز زبان کشی شکل آرام نسل کشی است،وحشی گری و ویران گری تمامی آثار ملی یک قوم و ملت تنها می تواند بدست فاشیست های هیتلر و یا شوونیست های آریا مهری انجام شود،ترس تورک های فارس شده و

تبدیل آنها به مانقورد،خودباخته های هویتی نه تنها در کشور ما اجرا نشده است هرکجا فاشیستی بوده و هرکجا شوونیستی لانه کرده،کشتار ملی سرنوشت محتوم آن ملت بوده است در ممالک محروسه ی ایران تمامی ملت ها این قتل عام را یا به دست رضا  پالانی و یا فرزند خلفش محمدرضا پهلوی تجربه کرده اند.طبیعی است که مانقوردها یا ناقص الخلقه های ذهنی،بخشی از این پروژه بوده اند،پروژه ای که دیگر تمام شده است،چه در کنار قاتلان و چه در کنار روزنامه نگاران دوران کشتار و دوران شوونیسم و فاشیسم به سر آمده است!

دیگر پایان عمر اجیرهای رضا پالانی و کوس رسوایی آن ها بر بام ملت ها زده می شود،امروز هم در خراسان و هم در

بلوچستان،هم در گیلان و رشت و هم در لرستان و چهارمحال بختیاری،هم در اهواز و کردستان اندیشمندان و مورخان، نویسندگان تاریخ جنایات پدر و پسر شوونیست و ملت کش،سطر به سطر نوشته می شود،شوونیست های پهلوی قادر نخواهند بود،روی سیاه آنها را

با نقاب کوروش و هخامنشی و یزدگرد و سایر شاهنشاهان مستبد،سفیدنمایند. ملت ها با کشتار تمام نمی شوند، این را به مانقوردها بگویید تا در کانال خود انتشار دهند،خنده دارترین جمله پاسخ نامه این بود که گویا جلوی نشر آن را در همین اورمیه گرفته اند!این

یارو فکر می کند زمان قدیم است که بتواند جلوی ارسال نامه به تهران را در اداره ی پست بگیرد!

این نامه به محض نوشته شدن در تمامی کشورهای دنیا به دست تورک ها میرسد و پس از ترجمه های مختلف در سایت ها و نشریه چاپ می شود.

آقای قوچانی واقعا این مانقوردها حیثیت شما را لکه دار می کنند چون بلاهت آنها نامتناهی است.!

منبع خبر : نویدآذربایجان
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون