جستجو
تاريخ انتشار : 1396/05/23 - 19:42
نامه سرگشاده عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان به سردبیرمجله مهرنامه /آقای قوچانی! با سی میلیون ترک می خواهید چه کنید؟
آقایان !فرصت های طلائی دموکراسی خواهی و جامعه مدنی را با اراجیف خودباختگان و هویت فروشان هدر ندهید.سی میلیون ترک ایران،به هویت خود و مملکت خود افتخار می کنند.این خود باخته ها هرگز قادر نخواهند بود هویت ملی انسانها را از آنها بگیرند،پر روئی رجاله های هویت فروش "ساتقین ها" هرگز نمی تواند ملتی را از آرمانهای انسانی خود منحرف کند حتی اگر ...

قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدهید بگذارید راهنمائیتان بکنم.وقتی من بچه بودم به کسانیکه می توانستند فارسی حرف بزنند غبطه می خوردم مثل معلم هایمان چون غیر از آنها در اطرافمان فارس زبان نبود،در مدرسه یاد دادند که فارسی حرف بزنیم،فارسی را یاد گرفتیم اما ترکی هم بلد بودیم نه بدان خاطر که اساتید ترک زبان داشتیم، بدان خاطر که عده ای بیسواد نمی توانستند فارسی حرف بزنند و ما برای ارتباط با پدر و مادرترکی یاد گرفتیم.تنها  کسانیکه ترکی حرف می زدند کسانی بودند که سواد فارسی نداشتند.کشتار رژیم شاهنشاهی و ارتش آن به اضافه ارازل و اوباش پهلوی جسارت ترکی خواندن را از ما گرفته بود،آن روز که کتاب های درسی ترکی سوزانده شد حساب هم دست اسانید آمد.خود باختگی راحت ترین راه رهائی از داغ و درفش شاهنشاهی بود.

تا اینکه روزگار دیگری شد،الان هم من فارسی بلدم و فارسی هم می نویسم گرچه  مرحوم پروفسوردکتر هیئت( متخصص و جراح قلب و مدیر مسوول مجله وارلیق) از من قول گرفته است که همچنان فارسی بنویسم و در بعضی جاها برای اینکه از شرمندگی خودم کم کنم آن را هم تکرار می کنم،در یکی از جلسات وقتی این را گفتم شنونده ای اعتراض کرد که دکتر چون زنش فارس زبان است خواسته است از مقالات نویدآذربایجان بیشتر بخواند، بگذریم !

من نیز همانند مردم اگر روزگاری از فارسی حرف زدن راحت بودیم  امروز از آن ناراحت هستیم و هر کس به نوعی دنبال دلیل می گردد که بگوید چرا فارسی حرف میزند.دیگر بیسوادان نیستند که ترکی حرف می زنند.بزرگترین اساتید هم از اینکه ترکی حرف بزنند کیف می کنند و از طرفی اساتید زیاد شروع به ترکی گفتن و ترکی آموزاندن دانش آموزان دارند.خواستم بگویم جو امروز آذربایجان چنین است.عده ای که اعتماد بنفس بالائی دارند می گویند ترکی زبان هنر است ولی من به آن اندازه اعتماد بنفس ندارم هرچه فارس ها بگویند آن را قبول می کنم.می گویم درسته پدر شما شاه است پدر من گدا.خوب چه کنم پدرم است.زبان شما شکر و شیرین است( در این میان من دیابت دارم و از هرچه شکر و شیرین است بی زارم) زبان من هم قبول دارم تلخ است اما چه کنم زبانم است.امیدوارم متوجه شده باشید. با آن استاد کوچک که حرف زده اید در فرهنگ ما، آنها را "خود فروش" می گویند دقیقا مساوی: تن فروش ها: حتی بدتر از آنها در زبان ترکی به آنها " ساتقین " یعنی  خود فروش می گویند.

امیدوارم متوجه راهنمائی من شده اید.

آقای قوچانی با سی میلیون ترک زبان می خواهید چه بکنید، چون روز به روز وضعیت در آذربایجان بخصوص با فعالیت خود باخته ها و خود فروش ها " ساتقین ها" بغرنج می شود بهرحال ممکن است رشته از دست عقلا خارج شود شما بفرمائید که می خواهید چه بکنید؟

راه حل اول: می توانید همانند رضا خان پالانی چندین نفر از خود باخته های با سواد را استخدام کنید و آنها طرح هائی بدهند که سابقا میدادند و مثلا بچه های تازه متولد شده را از خانواده ها بگیرند آنها را در پانسیون های تهران پرورش داده پس از فراموشی ترکی و یا یادگرفتن فارسی به آن سرزمین مادری، ببخشید! پدری با زبان غیرمادری اعاده نمایند.نه خیر اصلا افراطی نیست این امر در کتب تاریخی ثبت و ضبط است.

راه حل دوم: حرکت دادن ارتش همانند روز نجات آذربایجان و سوزاندن کتب ترکی و کشتار مردم! البته دیگر ارتش شاهنشاهی نیست فکر نمی کنم دیگر بتوانید از آن بعنوان بازوی قتل و غارت استفاده کنید،همان بهتر دوباره با همکاری رجاله های خود باخته! ارازل و اوباش، خود باخته را جمع آوری و آنها را روانه میدان کنید.

راه حل سوم: نیازی به کشت و کشتار نیست،زبان ترکی هم درست همانند زبان فارسی بعنوان زبان ملی مردم مورد استفاده قرار گیرد،زبان برای ایجاد ارتباط است.عده ای با فارسی حرف زدن و خواندن و نوشتن راحت است و عده ای دیگر با زبان ترکی یا عربی و یا .... هر زبان دیگر، زبان هرکس آقای قوچانی !برای خودش شیرین است،هنر است،جز برای خود باخته ها و خود فروش ها! استاد کوچک شما دقیقا در ذهن و زبان آذربایجانیان خودباخته ای است که هویت خود را به حراج گذاشته تا استاد فلسفه سیاسی نامیده شود!

آقای قوچانی می پرسید آیا شما می خواهید درفش شاهنشاهی برافرازید؟ در روز روشن جواب نمی دهد این پرروئی در تبریز و تبریزیان اصلا ممکن نیست!

آقای قوچانی استاد فلسفه سیاسی شما از 9 سالگی چهره های مطرح روز یعنی ملایان و ژیسکاردستن را مقایسه می کند و این پرروئی معنای دیگری  در پی دارد که نمی خواهم آنها را ردیف کنم!

اگر این پرروئی نبود نمی گفت در جهان یک نفر را پیدا نمی کنید که به زبان ترکی آموزش ببیند،از همان تهران هزاران نفر فارس زبان در دانشگاههای ترک زبان ترکیه و آذربایجان تحصیل می کنند.بگذریم از میلیون ها نفر ترک زبان، حتی در اربیل عراق هزاران نفر با زبان کردی تحصیل می کنند،هان مگر اینکه آقای خود باخته و خود فروش یا "ساتقین" بگوید منظورم زبان آذری است.خوب مشخص است چیزی که وجود ندارد کسی هم به آن زبان تحصیل نکند

.جغرافیای ما آذربایجان نام دارد و از نظر تبار شناسی و میلیت، ما ترک هستیم همچنانکه جغرافیای اصفهان،اصفهان است ولی از نظر تبارشناسی فارس هستند،کمتر استانی در ایران وجود دارد که از نظر میلیت و تبار قومی همسان باشند.به جز کردستان،استان فارس،بلوچستان و استان گیلان.

آقایان فرصت های طلائی دموکراسی خواهی و جامعه مدنی را با اراجیف خودباختگان و هویت فروشان هدر ندهید.سی میلیون ترک ایران،به هویت خود و مملکت خود افتخار می کنند.این خود باخته ها هرگز قادر نخواهند بود هویت ملی انسانها را از آنها بگیرند،پر روئی رجاله های هویت فروش "ساتقین ها" هرگز نمی تواند ملتی را از آرمانهای انسانی خود منحرف کند حتی اگر روشنفکران مرکز آنها را الگو و مدل زندگی خود بکنند،این برای خود روشنفکران هم زننده و شرم آور است!

ایدئولوژی تباران چه ایدئولوژی مدرن و چه نوع ارتجاعی آن و چه نوع واپسگرای پیشا تاریخی آن باستان گرایان اسطوره باف جز اتلاف نیروی خود و جان انسان های خود شیفته هیچ ثمری نداشته اند و نخواهند داشت.

انسان آذربایجانی نه در آغوش ارتجاع جای می گیرد ونه دنباله رو پرروهای پرورش یافته در آغوش آن ارتجاع.

انسان های آزاد و دمکرات که تمامی سرزمین ایران بعنوان سرزمین زندگی برای آنها نام و نان ارزانی می کند،خود فروشان در این پروسه هیچوقت جائی نداشته اند و نخواهند داشت.

در تاریخ ایران دو مسئله هرگز رنگ نباخته است،علیرغم جنگ های ایجاد شده بدست 2500 سال نظام شاهنشاهی ، این شاهنشاهان پررو همواره بدست ملت ایران و یا یکی از ملت های ایران کشته شده اند و قهرمانان ما نیز همواره به دست خود باخته های خود فروش در طول تاریخ از بابک خرمدین،از ستار خان و باقر خان تبریزی،خیابانی بزرگ و سایر آزادیخواهان،در یورش شاهنشاهان ملت کش جان باخته اند.این تفاوت انسان آزاده با فروشندگان حیثیت و آبروی خودشان است.

حال جناب قوچانی تصمیم بگیرید با سی میلیون انسان آزاده می خواهید چگونه برخورد کنید؟

فقط وقتی با یک ترک می خواهید روبرو شوید یک انصاف به خرج بدهید، خود باخته ها را هم ردیف ما حساب نفرمائید.این زشت است ،غیر انسانی هست حتی روبرو نشستن شما هم با این نوع صنف های خارج از رده مناسبتی ندارد هر چه باشد بهرحال در هیبت های بشری مشترک هستیم، بدنامی شما هم برای ما عمل غیر انسانی است.ای کاش قلم !!! بگذریم.

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون