جستجو
تاريخ انتشار : 1396/02/27 - 22:04
عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان: گزینه مناسب تر از آقای روحانی وجود ندارد،ایده آل همین است
گزینه مناسب تر از آقای روحانی نه برای اصول گراها و نه برای اصلاح طلب ها و نه میانه روها و نه تندروها وجود ندارد،ایده آل همین است هرکس می تواند اسب خودش را براند ،جنگ طلب ها در هر کجای دنیا با این استدلال که اگر در سوریه نجنگیم باید در داخل ایران بجنگیم،می تواننددر هر کجای دنیا جنگ ایجاد کنند.همین استدلال در هر سرزمینی کاربرد دارد،می توانیم در لبنان...

 

1)      دولت دکتر روحانی ماههای پایانی خود را سپری میکند تحلیلتان از کارنامه ایشان در عرصه اقتصادی،سیاسی و روابط بین الملل چیست؟

* تحلیل هر کس از کارنامه یک دولت و یا رئیس جمهور باید متکی به شاخصه های توسعه،توازن،دمکراسی،رفاه مردم،ایجاد کارو اشتغال،رفع بیکاری،برچیده شدن امر قاچاق در وسعت های بندری-مرزی،حفظ ارزش پول ملی،آزادی های سیاسی،انتشار اطلاعات،شفاف سازی،فروش و قیمت نفت و اعلام عایدات ملی و نحوه توزیع ثروت توسط دولت،تعیین مقدار مصرف دولتی و حامیان وی،حقوق بشر و احقاق حقوق اقلیت ها"دولت اکثریت برای حفظ حقوق اقلیت تلاش می کند و این یک شاخصه دمکراسی و حکومت مردم بر مردم است) با این شاخصه ها من بین دولت های گذشته و دولت امروز هیچ فرقی نمی بینم، مایک بدبختی مضاعف داریم.من ماهی نیست که به یک جلسه عمومی و مردمی دعوت نشوم.وقتی در مورد ستم آمریکا حرف می زنم،عده ای سعی می کنند اینگونه نشان بدهند که گویا طرفدار روس ها هستم.وقتی علیه روس –روسیه حرف می زنم القا می کنند که گویا طرفدار آمریکا و یا غرب هستم،آقایان سیاست ما بر اساس منافع ملی ما است.اگر قرار باشد از دولت اصلاحات نقد بکنیم،مارک اصول گرا بخوریم. و اگر قرار باشد از دولت غیر اصلاحات نقد بکنیم مارک اصلاح طلب می چسبانند، صدها بار گفته ایم نه در پی اصلاح طلبان حاکم و نه در پی اصولگرایان حاکم هستیم.منافع ملی مردم ایران بخصوص در گوشه های کشور ایران یعنی مردم آذربایجان ،مردم خراسان،مردم بلوچستان،مردم اهواز،مردم ایلام،مردم کردستان مد نظر ما بعنوان انسان عصر هزاره سوم است.چه  آقای روحانی و چه ریاست جمهورهای قبل از وی آنچنان کارنامه ای در سطح ایران (غیر از شهر تهران) ارائه ننموده اند که من بتوانم نقطه مثبتی در کارنامه ایشان ببینم.وضع محیط زیست معلوم است. خشکی دریاچه اورمیه می تواند در چند سال آینده قاتل میلیون ها انسان بشود.اظهارات شخص نماینده نجات دریاچه اورمیه را همراه کارمند استانداری در داخل هواپیما شنیدم،حاضرم در هر دادگاهی شهادت بدهم،دنبال مقداری پول هستند که از آن پول سکه های یادبود بزنند و میان حامیان خودشان تقسیم کنند.خوب الان سوال شما این است که هیئت و مسئول نجات دریاچه اورمیه چه کارنامه ای دارد؟حداقل هیچ کارنامه مثبتی ندارد،باران و سیل بیاید در دریا کمی آب چمع میشود،در تابستان هم خشک میشود و جریان اصولگرائی و یا اصلاح طلبی کوچکترین اثری در این فاجعه زیست محیطی بصورت مثبت ندارند،چون عقلانیت موجود فقط برای تصاحب ثروت و قدرت بکار می افتد،آنهم بصورت رانتی – رانت خواری یعنی فروش مواد خام معادن از جمله نفت و گاز و توزیع آن بین خودی های حامی و این یعنی حامی پروری.

 

2)      چرا آقای روحانی با سازو کارهای که در اختیار دارد به اساسی ترین وعده های انتخاباتی خودش یعنی رفع حصر که در حقیقت یک خواست عمومی تلقی میشود نتوانست جامه عمل بپوشاند ؟

*بدان جهت آقای روحانی و یا قبل از آن ها به وعده های انتخاباتی خود که خواست عمومی تلقی میشود عمل نمیکند ،چون در صورت عمل به خواسته های عمومی و ملی ،آن خواسته ها ارتقا پیدا می کند،وقتی یک ملت بتواند مستقل و یا پایبند قانون باشد از انتخاب شده ها نترسد،آن روز،روز رفاه یک ملت است.نهادینه شدن امر دمکراسی و حکومت مردم بر مردم است ،در ایران دو جناح حاکم در پی دمکراسی و قانون نیستند،شما کاندیداهای ریاست جمهوری را ببینید،مردم سالاری را در آنها ببینید،چه فرقی می کند کدامیک از این شش نفر انتخاب بشوند.این شش نفر کدامیک به تحزب واقعی معتقد است!کدامیک حق تعیین سرنوشت ملی را مال مردم و در اختیار مردم میدانند،فرق بین رئیس جمهور یک کشور و معاون اول در چیست؟ ابتدائی ترین خواسته یک ملت فرهنگ و هنر آن ملت است،زبان است،وقتی در چهار گوشه مملکت مسئولین انتخاباتی و انتصاباتی از خواسته مردم وحشت می کنند،معنی ندارد که رئیس جمهور بخواهد به آن خواسته ها عمل بکند،مسئولین بدین جهت انتخاب میشوند که همانند دیواری – حایل بین مرکزیت و حواشی مملکت بشوند!

3)      با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری شاهد حملات تند برخی" چهره های سیاسی ، مطبوعات وابسته، ارگانهای نظامی و ائمه جماعات" و صدا وسیما به دولت روحانی هستیم. بنظر شما چرا  آقای روحانی برای جریان اقتدار گرا قابل تحمل نیست و با تخریب دولت و جریان سازیهای متعدد خواهان حذف ایشان هستند؟

*ایده آل برای گروههای گفته شده،با وضعیت موجود است.آنها بدان جهت حمله را برگزیده اند که پس نیافتند.جریان اقتدارگرا یک ایده آل دارد که هر کی بخواهد حمله بکند،دولت هم ضعف های خودش را می پوشاند.یادتان هست هر چند ماهی آقای خاتمی می گفت نمی گذارند کار کنم،همان وقت در همین نویدآذربایجان نوشتم که آقا جان تو بیا در همین شهر اورمیه کار بکن،هر کس جلوی تو را گرفت ما یقه اش را بگیریم،هر ضربه ای که دمکراسی می خورد مردم زیان می برند،آگاهی مردم و هوشیاری آنها می تواند از وضعیت نا جور اقتصادی رهائی یابند،اینهم ضربه ای بر این جریان رانت خوار دو قطبی بزند،زمانی که آقای خوئینی ها به دادگستری آمد گفت قوه قضائیه پنجاه درصد اسلامی شده است.منظورش این بود که نصف قضات،قضات عرفی و درس خوانده دانشکده حقوق هستند و تنها نصف قضات روحانی هستند،من آن موقع مقاله ای در جامعه سالم نوشتم که آقا جان این وضعیت فعلا مطلوب است،صد در صد اسلامی می تواند به شما ضربه بزند.فعلا شما بفرمائید آقایان چون پنجاه درصد قضات روحانی و شرع خوانده اند نواقص قوه قضائیه هم از اینجا ناشی می شود که پنجاه درصد قضات عرفی کار خراب می کنند والا ما می توانستیم قوه قضائیه را گلستان بکنیم،ما هم ادعا بکنیم که آقایان چون نصف قضات روحانی هستند و درس حقوق نخوانده اند بدین جهت نواقص قوه حل نمی شود.ما عرفی ها بگوییم روحانیون کار را خراب می کنند و شما هم بفرمائید،خرابی کار از همین قضات عرفی است،حکایت این دو گروه اصلاح طلب و اصول گرا،اگر هم ایندو نام درست باشدحکایت همان پنجاه درصد اسلامی و پنجاه درصد عرفی دادگستری زمان آقای خوئینی هاست.!

4)      بنظر شما اگر آقای روحانی در این انتخابات بخواهد کنار برود آیا  آقای جهانگیری برای جریان اصلاح طلب یا تحول خواه گزینه مناسبی دراین رقابتهای انتخاباتی خواهد بود؟

*عرض کردم چنین احتمالی مطلقا نخواهد بود گزینه مناسب کسانیکه می خواهند در انتخابات شرکت کنند ظاهرا آقای روحانی است..گزینه مناسب تر از آقای روحانی نه برای اصول گراها و نه برای اصلاح طلب ها و نه میانه روها و نه تندروها وجود ندارد،ایده آل همین است هرکس می تواند اسب خودش را براند ،جنگ طلب ها در هر کجای دنیا با این استدلال که اگر در سوریه نجنگیم باید در داخل ایران بجنگیم،می تواننددر هر کجای دنیا جنگ ایجاد کنند.همین استدلال در هر سرزمینی کاربرد دارد،می توانیم در لبنان- فرانسه- اتریش- استرالیا-ترکیه –افغانستان- هندوستان جنگ راه بیاندازیم.استدلال هم همین است اگر آنجا جنگ نکنیم فردا باید در داخل ایران جنگ بکنیم.دولت قانونی هم بگوید ما اصلاح طلب هستیم و هر دو هم بکار خود مشغول باشند.بهترین گزینه برای دو جریان این است که قانون اساسی اصلاح شود وآقای روحانی برای ابد مثل بشار اسد رئیس جمهور بشود!فقط مردم باید عزادار این وضعیت بشوند.!

5)      مهمترین و جدی ترین چالش روحانی در انتخابات اخیر را در چه می بینید ؟

*زمانی یک دولت به چالش کشیده میشود که قادر نباشد وضعیت های بحرانی را به نفع مردم حل نماید و مدیران سیاسی یک جامعه وقتی از کوتوله های سیاسی تشکیل بشوند قادر به حل بحران نمی شوند.یکبار هم نوشته بودم برای تولید یک پاکت آب میوه میلیاردها تومان و دلار سرمایه لازم است،کارو نیروی مدیریت لازم است تا یک ساندیس بخوری امابرای ایجاد و ساخت یک قهرمان .یک لیدر یک آنارشیست ضد دولتی،یک سلول دومتری کفایت می کند و این مسئله عمده ترین خطردر جوامع استبدادی یا جهان سوم و یا با دولتی که دارای مدیران کوتوله است و نمی تواند جز با زور مسائل کشوری را حل و فصل نماید.ترس ما از همین است.این مملکت مال ماست،کل نیروی کار و اندیشه خودمان را در این خاک کاشته ایم،من به تمامی کشورهای به درد بخور به جز قاره آمریکا مسافرت کرده ام و درهیچ سرزمینی بیشتر از 15 روز نتوانسته ام بمانم.اورمیه تنها خاک امید دهنده ای است که من آن را تجربه کرده ام،اما چالش های پیش رو اگر حل نشوند بیشترین ضربه اش را به امثال من می زند.حصر من اورمیه است،برای اینکه دولت موجود با چالش خطرناکی مواجه نشود باید برای آبادانی و رفاه این سرزمین بکوشیم،دولت باید از مردم خود به هر عنوان در جهت رفاه اقتصادی،فرهنگی،سرزمینی بکوشد والا همواره به تمامی مسئولین گفته ام شاه در اوج اقتدار سیاسی،نظامی خود ضربه دید شوروی با هزاران بمب اتمی هم نتوانست از فروپاشی خود جلو گیری نماید.عکس های سه در سه متری حافظ و پسرش بشار اسد در تمامی اطاق های سوریه هم نتوانست از تبدیل سوریه آباد به سرزمین سوخته جلو گیری کند.عقلانیت سیاسی در چهارچوب احزاب واقعی و دمکراسی و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود یعنی تقسیم قدرت بین مردم تنها سپر بلای چالش های خطرناک است.

6)      در ماههای اخیرشاهد تحرکات و خیزش احمدی نژاد و برخی یاران او در انتخابات ریاست جمهوری هستیم.با رد صلاحیت احمدی نژآدی ، تاثیر پذیری این جریان در میزان کاهش رای روحانی را در چه حدی میبینید.یا بعبارت دیگر آیا جریان احمدی نژاد می تواند برای آقای روحانی یک تهدید جدی قلمداد شود.؟

*جریان احمدی نژاد یک جریان پوپولیستی است و به لحاظ ناکارآمدی دولت به جریان می تواند آنارشی پوپولیستی تبدیل شود چه صلاحیت وی تایید یا رد شود.این عناصر می توانند توده های نا آگاه و فریب خورده را به خیابان ها بکشاند،کشاندن مردم به خیابان بدون وجود احزاب واقعی،انتخابات واقعی و در نتیجه در مقابل جوامع طبقاتی با فاصله های زیاد طبقاتی همواره یک عمل خطرناک اجتماعی است،اصولا خطر انقلاب های توده ای در همین نقطه خوابیده است.وقتی یک نیروی سیاسی،صنفی و یا دانشجوئی بدون برنامه مشخصی به خیابان می آید فاتحه جامعه مدنی خوانده می شود و این امر بدترین نتایج اجتماعی ،سیاسی را نصیب دولت ها و ملت ها می کند.درهر صورت  چه صلاحیت رد بشود و چه تایید بشود همواره در جامعه ما چنین نیروهایی که هم قادرند از مذهب استفاده کنند و هم قادرند از کوروش که هیچ ارتباطی به مذهب ما ندارد و اصولا وجودش محل شک و تردید است تنها ساخته دانشمندان اجتماعی رضا شاه می باشد،استفاده بنمایند.یعنی فریبکارانه هم به جمکران بروند،هم با امام زمان در ارتباط باشند و هم قبر کوروش را زیارت نمایند،این نیروها همواره خطرناک بوده اند.هم هزاران فردی را اطراف خود دارند که هزار ریال ندارند و هم فردی را دارند که خودش می گوید میلیاردها میلیارد ریال و دلار و یورو دارد،عوام فریبی یعنی همین .محصولی از جامعه استبدادی ماست.

7)      با آمدن آقای رئیسی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری ، آیا وی توان رقابت با آقای روحانی را خواهد داشت.تحلیل شما چیست ؟

*هر کس می تواند در جوامعی که دارای احزاب و صنف های واقعی نباشند با قدرت مندترین افراد رقابت و همآوری بکند.احمدی نژاد یا یک استاد دانشگاه یا یک ساندویچ فروش فرقی بین عاقل و دیوانه نیست.یک نفر می تواند یک شعار بدهد و آن شعار دهان به دهان یک حرکت انفجاری بوجود بیاورد و یک فرد به فرد یا گروه دیگر غلبه کند،در طول نزدیک به چهل سال این مسئله را بوضوح دیده ایم،زمانی بنی صدر به صد در صد معروف شده بود.یکسال بعد منفور و فراری و جاسوس بود.همین آقا هاله نور داشت الان صلاحیت برای کاندیداتوری وی رد شده است،در جامعه ما خطر همین نقطه است

عاقل به کنار دجله تا ره می جست

دیوانه پابرهنه از آب گذشت.

آقای عاقل دنبال پل می گشت تا از دجله عبور کند تا پل را پیدا کند دیوانه زد به آب  و از آب هم گذشت.این مثال است ربطی به یک کاندید ندارد در جوامع توده ای  و بدون تحزب چه کسی می تواند رای بیاورد بسیار ساده است.جمله ای بگوید که خوشایند مردم باشد و یا چهره ای زیبا داشته باشد.به یکی از کاندیدا ها گفتم برای انتخاب شدنت یک عملی یا کاری را بیان کن که قرار است انجام دهی خیلی راحت گفت به مردم می گویم آقایان هیچ کاری انجام نمی دهم،چون اینها که کاری انجام دادند همه جا را خراب کردند،من کاری انجام نمی دهم تا خرابکاری بیشتر نشود!بهترین شعار برای رای جمع کردن!!!

8)همانگونه که از آمارها بر می آید معمولاآراء دقیقه نودی ها که به پای صندوق های رای میروند در نتیجه انتخابات تاثیر بسیار زیادی دارد و یا آراء آنهای که بنا به دلایلی قصد شرکت در انتخابات را ندارند نیز قابل توجه هست  بنظر شما چه عوملی می تواند منجر به سر ریزکردن آراء این افراد در صندوق های رای شود.؟ و آیا اساسا این آراء  به نفع کدام جریان سیاسی خواهد بود؟

*فعلا برنامه ریزی برای انتخابات آقای روحانی است.چه مردم شرکت بکنند و چه شرکت نکنند،تا الان نتیجه این است در طول چهل سال گذشته اگر رئیس جمهوری زنده بماند به دور چهار ساله دوم رسیده است،انتخاب هم شده است.کسانی که برای سهم خواهی پا جلو گذاشته اند معمولا توان مقابله با رئیس دولت را نداشته اند چون دولت ها معمولا رانتیر و حامی پرور بوده اند چه بنام و چه به ننگ ،همواره چنین بوده است و همواره نیز چنین خواهد بود! خیال هرکس راحت باشد.البته از جهت انتخابات ریاست جمهوری والا کار محیط زیست،دریاچه اورمیه،مشکلات اصلی مردم همچنان پابرجاست.استان ما استان آخر است .استان سی ام در اقتصاد،در فرهنگ و سالهای سال اداره دارائی تابلوی سه متر در سه متر در خیابان کاشانی نصب می کند که در وصول مالیات استان اول هستیم،جوانان بیکار،کارخانه ها بسته ،بازار راکد، در وصول مالیات استان اول! پیدا کنید پرتغال فروش را.... آقایان

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون