جستجو
تاريخ انتشار : 1396/02/01 - 13:17
دکتر علی اکبر قنبرپور محقق و نویسنده: آموزش و پرورش و اشاعه دید خودی و غیرخودی به داخل مدارس
اشاعه دید خودی-غیر خودی به داخل مدارس و به میان دانش آموزان که آینده سازان این مملکت هستند که اینکار با توسعه "نظام سهمیه" بداخل مدارس و نظام گزینش دانشجو و تبدیل آن به یک رسم و آیین روزانه اتفاق افتاد و مستقر شد.اینبار نه هرایرانی که می تواند با دستیابی به بهترین نمره رقابتی و در هر رشته ای که دلش بخواهد تحصیل کند بلکه بر عکس این صاحبان سهمیه ...

در ادامه مطرح سازی طرح "حمایت مطالبه نگر" و مطرح ساختن  طرح شماره یک"مال خود سازی،تخریب و ناتوانایی در حفظ منابع طبیعی را متوقف سازیم"؛اینک مطالبه دوم.

    طی سالهای ۱۹۰۴- ۱۹۰۵ که تا جنگ جهانی اول ادامه داشت"امیل دورکیم" در دانشگاه سوربن عهده دار تدریس نظری در مورد تربیت شد؛دروسی که پایه کتاب معروف او"جامعه شناسی تربیتی"یا همان"تاریخ فرهنگ و تربیت در اروپا"شد که هنوز یک کتاب مرجع در "تاریخ آموزش و پرورش اروپا بحساب می آید و درتاریخ  فرانسه  به عنوان یکی از عوامل موثر و اصلی  "اصلاحات ۱۹۰۹فرانسه"بحساب می آید.بعدها و در سال ۱۹۸۰ بود  که این سلسله درسها در دانشگاه سوربون پایه ای شد توسط آقای کانل  connell برای تدوین کتاب مرجع جدید"تاریخ آموزش و پرورش اروپا و همراه با آن بررسی اصلاحات آموزشی در استرالیا.

   "آموزش اسکولاستیک  و برنامه مند و تقسیم بندی زمانی وسطح بندی علمیِ آموزش" از دستاوردهای مهم این تاریخ می باشد.

        اما در ایران و در نیمه دوم دهه چهل مسئولان وقت آموزش و پرورش کشور و در یک اقدام وزین و علمی و انسانی، مدارس ملی و نظام شهریه ای را لغو کردند و آموزش مجانی، یکنواخت در سراسر کشور و توام با نظام تدریس هماهنگ و مکتوب در سراسر ایران را جایگزین نظام چند مرجعی سابق کردند و بدین وسیله"حق آموزش مجانی و سراسری و یکسان  کلیه داتش آموزان ایران"را برای کلیه آحاد مردم به ارمغان آوردند.

     مدارس ایرانی در خارج کشور این حق را برای ایرانیان جهانی کرد

  مدارس شبانه روزی عشایری گزینه ای عقلانی و متعالی برای جبران توسعه نیافتگی مدنی و محرومیت اقتصادی و ارتقای سطح علمی دانش آموزان عشایری بود.

   سپاه دانش و "آموزگار مقیم" و "دبستان-خوابگاه"های روستایی و تضمین "مداومت کاری" با استخدام رسمی سپاهیان دانش،افق نوید بخشی در "تامین آموزش مجانی-سراسری-همگون"در سراسر ایران بود.

    طرح مترقی "سپاه دانش"با خود "جهش بزرگ"توسعه نقش آفرینی زنان"رانیز حمل میکرد که با گسترش آن در قالب"سپاه بهداشت "گامی اصولی برای گشودن افق های توسعه متوازن روستایی بود.

    اضافه کردن "طرح تغذیه دبستانی" نشان داد که طراحان آنزمان نظام آموزش و پرورش در ضمن اینکه انسانهایی متعالی و شریف بوده اند در ضمن از سطح دانش بروز جهانی نیز بهره مند بوده اند و

      این امر در باره واضعان و طراحان و تدوین کنندگان"برنامه دوم توسعه کشوری"نیز صادق است و بنده نه تنها با تمامی ۱۸ جلد پیش نویس  و چند جلد تک نگاری های مولفان آن ، بلکه با "زندگی نامه های آنان نیز آشنایم.باید بگویم که هنوز پس از ۶۰ سال که از تدوین این "کار سترگ"می گذرد کاری است کارستان و در ردیف مترقی ترین و جامعه نگر ترین برنامه های جهان.و یکی از کپی کنندکان آن نه کره شمالی که کره جنوبی امروز است. بگذریم و بماند برای فرصتی بعد.

     نظام تغذیه دبستانی در قالب عرضه مجانی"چند قلم خوردنی - نوشیدنی"، غیر از استفاده از طرح مترقی شیر خشک که با هجو فرهنگی جامعه روبرو شد، از سلیقه مترقی و بومی نگری واضعان آن حکایت می کرد: تامین المانهای اصلی و ضروری برای رشد در زمان مناسب سنی وبا استفاده از مواد بومی جا افتاده.

   من در یک بررسی سریع و گذری ،نظام آموزش ایران که در نیمه دوم دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه مستقر شد، را با نظام آموزش سوئد و استرالیا و بطور"همزمان"real time,day to day  مطالعه ای مقایسه ایcomprative study کرده ام که تنها روش مقایسه علمی و عادلانه است. طرح آموزش عمومی ایران نه تنها طرحی مدرن که یک طرح جامع با بارقه های در خشان سوسیال دموکراسی "بین الملل برنشتینی"  استکه امروز در سوئد و...جاری می باشد.

طرح دبیرستان مختلط و تیز هوشان از آخرین دستاوردهای نظام آموزش تا دهه پنجاه بود‌

  و در طول چهار دهه گذشته چه تغییراتی در این برنامه آموزشی اتفاق افتاده که نسل ما از جمله تربیت یافتگان آن نظام هستیم؟

بایستی اذعان کرد که تاحد بسیار "معنا دار " خدشه در ساختار و کنش آن ایجاد شده است وعلی الاصول با این همه لطمه و هجمه و تخریب می بایستی تا بحال متلاشی شده باشد.ولی خوشبختانه اصول پایه ای آن چنان استوار است که تا به امروز هنوز سرپا و زنده است.

   تغییرات قهقرایی و تخریبی(البته  ساختار نظام آموزش ونه محتوی کتابهای آموزشی مدنظر است) در پیکر این نظام  بسیار است که عمدتا با سمت وسوی "پولی کردن" نظام آموزش سمت گیری شده است.

   و در پشت این طرح بسیار ویرانگر که از زمان سردار مرحوم سازندگی شروع شد ایده مستتر  گسترش ایده"مال خودسازی اموال ملی" به عرصه ای جدید بود واینبار در لباس"مشارکت در طرحهای غیر انتفاعی آموزشی"تدسط خودی ها و بویژه "بالایی ها" صورت گرفت و آنهم با دسترسی انحصاری به مجوزهای ویژه و تغییر کاربری باغها و زمین های مشاع شهری، امکان تغییر قانون و استفاده از تبصره ها و دستورهای ویژه در جعت بهره مندی ازواگذاری ساختمانهای دولتی با قیمت گذاری صوری، و دسترسی به وامهای کلان کم بهره و طولانی مدت که اکثرا نیز هیچوقت باز پس داده نشدند.

     اشاعه دید خودی-غیر خودی به داخل مدارس و به  میان دانش آموزان که آینده سازان این مملکت هستند  که اینکار با توسعه "نظام سهمیه" بداخل مدارس و نظام گزینش دانشجو و تبدیل آن به یک رسم و آیین روزانه اتفاق افتاد و مستقر شد.اینبار نه هرایرانی که می تواند با دستیابی به بهترین نمره رقابتی و در هر رشته ای که دلش بخواهد تحصیل کند بلکه بر عکس  این صاحبان سهمیه(اساتید،مناطق محروم، رزمنده و...)بودند که در جلوی چشم همکلاسی ها و چشمان حیرت زده جامعه با هر نمره ای و در هر رشته ای که خواستند وارد شدند و...

  امروز خواست"احیای نظام آموزش" و تامین حق"آموزش مجانی،برابر و سراسری"برای تمام دانش آموزان ایرانی" و برچیدن هرگونه" نظام خفت بار سهمیه ای" بایستی در راس خواستهای انتخاباتی باشد.

و یادمان باشد که اصلی ترین تخریب "تمامیت خواهی" در نظام زبانی اتفاق می افتد که در" نوع انسان" اصلی ترین نقش را در "نظام تصمیم گیری"decision making process آحاد بشری بازی می کند.

و این تخریب چیزی نیست جز "خالی کردن کلمات از بار تاریخی خود" و تبدیل آنها به پوسته ای میان تهی و لغلغه ای زبانی. لودگی بی حد وحصر این جوامع و افسون زدگی آنها بقول شایگان دقیقا از تهی شدگی زبانی آنان نشات می گیرد.

 و یکی از اصلی ترین نمادهای این تهی شدگی"خصوصی سازی"است که اتفاقا با آیتمهای مورد پسند  و مد جهانی نیز سازگار است و خود وسیله و توجیه و محمل و مجوزی مورد قبول در نزد محافل جهانی می شود ؛ اما در دست شبکه های خودی داخلی و برای مال خودسازی اموال عمومی‌؛و مال خود سازی تفاوت ماهوی دارد با خصوصی سازی که معنایی ندارد جز باز کردن تمامی قفلها و از جمله حاکمیت دولتی بروی عموم و بویژه  استعدادها برای کار و تولید مبتنی بر رقابت آزاد و سازگار با معیارهای کارآمدی جهانی.و لی آیا در شوروی سابق این اتفاق افتاد؟کدامیک از غولهای فعلی کشورهای انقلابی سابق ثروت و موقعیت خود را با "تلاش و استعداد و برنامه بروز"بدست آورده اند ؛جز از طریق پدیده نا میمون و ساختار شکن "مال خود سازی اموال عمومی" و با اتکا به شبکه های اطلاعاتی- مجوزهای ویژه-تغییر قانون پشت پرده و در  هماهنگی با محافل جهانی‌.

نظرات بينندگان
غیر قابل انتشار : 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته : 1
بابک آذرخش
|
1396/02/10 - 12:49
0
0
با سلام ضمن تشکر از نوشتار تحقیق شده و جسورانه شما منتظر دیگر مقالات و مکتوبات شما هستم
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون