جستجو
تاريخ انتشار : 1395/12/02 - 20:42
عیسی نظری سردبیر نویدآذربایجان:پاسخی به توهمات و شبه افکنی های سید جواد طباطبائی /شهوت کینه بی پایان از آذربایجان!!
من زمانی به این آقا گفتم آقا جان شما خود را فیلسوف می نامید ، باید با متانت حرف بزنید اینگونه اهانت ها بالاخره موجب تفرقه و جدائی می شود . من اگر برای اظهارات شما جواب می نویسم باز هم قسم حضرت عباس می خورم که برای ترس از تجزیه یک کشور است ، شما تا زمانیکه با داشته های یک ملت، یک انسان از طریق تحمل و رواداری وارد نشوید و اهانت بکنید ، این جدائی را ...

اشاره:

آقای  سید جوادطباطبائی که سابقه طولانی در کینه ورزی،دشمنی، تحریف و وارونه نگاری زبان و تاریخ مردم آذربایجان دارد اخیرا به بهانه ابلاغ بخشنامه وزارت علوم به یرخی دانشگاهها مبنی بر آموزش زبان مادری تحت عنوان دروس اختیاری دانشجویان، مقاله ای  در جهت توهین به زبان و فرهنگ مردم آذربایجان به رشته تحریر در آورده که در یکی از سایتهای خبری تهران منتشر شده است.قبلا اینگونه مطالب و توهین نامه ها نیز در برخی نشریات ازجمله مهر نامه  از اشخاص مختلف نیزبه چاپ رسیده است.از آنجائیکه سطر به سطر مطالب مقاله موردنظر در خور پاسخگوئی نیست فلذا برآن شدیم تا به این نوع اختلاف افکنی ها، دشمن تراشیها و تحریفات تاریخی ایشان پاسخ کلی داده شود.لذا آنچه در ذیل می آید پاسخی است از طرف آقای عیسی نظری  حقوقدان وسردبیر نویدآذربایجان  که به اتفاق باهم می خوانیم.

 

*تفاوت میان انسان ها علیرغم سال های طولانی از بین نرفته و نمی رود ، آنچه ما از خودمان می بینیم ، خویشتن درونی ماست ، آنچه از روزگاران گذشته و حال و حتی رویاها و احساسات آینده ما را دربرمی گیرد،هویت ماست .

آگاهی ما به آنچه داریم و یا داشته ایم و یا خواهیم داشت ، ما را بعنوان یک انسان و مجموع ما را بعنوان یک ملت آشکار می سازد، محل تولد من آذربایجان است یکی در اصفهان متولد میشود و دیگری در شیراز.شیرازی،اصفهانی،آذربایجانی یک امر جغرافیایی است.یک امر دیگر هویت، کشور محل تابعیت آن فرد است که عنوان شهروند کشوری است .

یکی دیگر از هویت ها تبار انسانها است. یکی فارس است ،دیگری ترک است و یا عرب و یا کرد . کشوری که چندین ملت را در خود جای داده یک کشور کثیرالملت است مثل اکثریت کشورهای جهان .

 انسان معمولی و دارای شخصیت و هویت از داشته های هویتی خود علیه خود و یا دیگری استفاده نمی کند من نمی توانم تضادی بین داشته های خودم داشته باشم ، الّا اینکه مریض باشم یا شوونیسم باشم  والّا ایجاد تضاد بین داشته های یک انسان به ضررکسی تمام می شود که می خواهد تمامیت آنچه هست بنام او باشد .

 امروز دین نداریم ادیان داریم. امروز زبان نداریم زبانها داریم . امروز کشور نداریم ، کشورها داریم .امروز هویت های متفاوت انسانی داریم .تنها صلح پایدار بین ملت ها، بین انسان ها، قبول و تحمل وجود دیگران است .ما مذهب نداریم مذاهب داریم بنابراین تمامی مذاهب انسانی باید مورد احترام باشد ، حق است یا ناحق به هیچکس ارتباطی ندارد به خود و خدای فرد مربوط است

من در تایلند بودم ، یارو از خانه خود خارج می شد ، خدایش را دم درمی گذاشت غذا و میوه هم برایش فراهم می کرد و میرفت . دیگر زمانه ای رسیده است ، که هویت های انسانی هریک خود را میسازند ، خود را اداره می کنند ، تحمل دین ،هنر و یا امثالهم یا بودایی و یا ادیان توحیدی چون یهود ، مسحیت و یا اسلام و به تبع آن مذاهب حاصله نسبت به یکدیگر باید رواداری پیشه کنند با کشتار، امردین حل نمی شود . از یک کشته یک شهید درست می شود ، امروز اگر یک بودایی را هم بکُشی از او شهید می سازی و تا تاریخ پا برجاست از آن رهائی ممکن نیست ، تبارها ،ملت ها اینچنین هستند ، هیچ ملتی دیگر با کشتار تمام نمی شود .فاشیسم سیاسی باید معنی آن را بداند ، ناسیونالیسم ملی هم باید معنی آن را بداند

شوونیسم پس از دهها سال نسل کشی در شکل زبان کشی ملی کار به جائی نبرده است . در طول هشتاد سال چه مردهای کوچکی همانند سید جواد تبریزی بوجود نیآمدند و چه تئوری هائی که نبافتند ، گاه گفتند بچه های ترک زبان به محض تولد از خانواده هایشان جدا کنند و در پانسیون های تهران و یا سایر شهرهای فارس زبان بزرگ بکنند ، وقتی فارسی یاد گرفتند و ترکی را فراموش کردند به خانه های خودشان باز گردانیم ، عده ای دیگر مثل پهلوی ها در طول زمان و در تمام مدارس جریمه و شلاق را ایجاد کردند ، وقتی نتیجه ای نگرفتند ، کشتار ملی بوجود آوردند ، اراذل و اوباش را به جان مردم انداختند به آنها عناوین دانشمند، استاندار ، والی ، فرماندار دادند ، پنجاه سال تلاش نمودند اما ترکی در ایران از بین نرفت ، کردی ، بلوچ ، عرب  ، لر همه پایدار ماندند .

 تئوری های تجزیه طلب ، پان ترکیسم راه انداختند ، درست چهل سال قبل گفتم و نوشتم که آقایان من نمی دانم در جهان امروزی آیا کسی اعتقادی به پان ها دارد یا خیر؟ اما هر کجای جهان اگر فردی بنام پان ترکیست وجود داشته باشد ، من حاضرم با آنها بحث کنم و این اعتقاد بی جهت و بی خود را توضیح بدهم که از استان شرقی چین ، ترکها شروع و در نروژ خاتمه یافته است این نوار دور جهان نه ممکن است به زیر یک دولت و یک پرچم بروند و نه سودمند است ، جز یک جنگ پانصد ساله نمی تواند مسئله را فیصله بدهد که پس از پانصد سال کشتار این موضوع با صلح جهانی تمام می شود . تجزیه مسئله را حل نخواهد کرد ، ما با تمامی ملت های دیگر پیوسته شده ایم ، در یک شهر و یا کشور ، تمامی ملت ها زندگی می کنند ، آرمان ما زندگی مسالمت آمیز با دیگران استشوونیسم هشتاد سال سودی نداد ، قبلاً بی سوادها ، ترکی می دانستند و ترکی را نجات دادند ، حتی در همین ایران خودمان الآن تمامی با سواد ها و اساتید ازکلمات و لغات آنها استفاده می کنند اما شوونسیم هم بیکار ننشسته و از طریق ها و یافته های نو ظهور خود تئوری های جدیدی را ارائه می دهند.

 دیگر سید جواد تبریزی قادر نیست از تز پان تورکیسم و یا آذربایجان و یا ترکیه بعنوان سلاح استفاده کند ، چون می داند آن حرفهای سیاسی آنها که ترکی حرف می زنند می خواهند با همسایه غرب و یا شمال متحد شده با ما مبارزه کنند ، دیگر نخ نما شده است . چون بارها نوشته ایم ترکان عثمانی شانزده بار به ایران حمله کرده اند و در هر شانزده بار ترکان ایران در همان چالدران جلویشان ایستاده اند . اگر یکبار ترکهای ایران اشتباه می کردند و یا سهل انگاری می کردند و یکبار پای عثمانی از آذربایجان می گذشت و به تهران می رسید ، این آقا خدا را شاهد می گیرم فریاد می زد که همین ترک های امروزی همچون هیئت ها و …. با عثمانی ها همکاری کردند تا پای عثمانی به تهران برسد !! برای همین دیگر دست از تئوری های نخ نمای پان تورکیست ها و یا تجزیه طلب ها رها شده و اخیرا از واژه" دقو بقوی قرقیزی "را چسبیده است که به حضرت عباس قسم می خورم منظور ایشان را نفهمیدم .

 اسطوره های تاریخی هرکدام بجای خود و به ملت خود اعتبار می دهد ، مثلاً ایلیاد اودیسه ، اسطوره های افسانه ای برای هر ملت وجود دارد و به نفع آن ملت است حالا اگر مال یونانی ها باشد برای آنها ، فارس ها برای خودشان ، اسطوره «اولن اشپیگل» برای بلژیکی ها، دده قور قود هم برای ترکها لابد اگر به اصطلاح " دقو ـ بقوئی" باشد لابد برای ملت قرقیز بوده است .

 اسطوره ها داستانهای افسانه ای ماقبل تاریخ است ، یعنی وجود هیچ دیوی در تاریخ ثابت نشده است ، الّا که آنها سینه به سینه به ما رسیده و بعداً به نوشته تبدیل شده اند ، وجود افسانه ای این تخیلات انسانی یکی از داشته های انسان هویت طلب است و هیچ ضرری به انسان های دیگر ندارد ، اما شوونیست ها از هر تفاوت برای ضربه زدن ، اهانت کردن استفاده می کنند.

من زمانی به این آقا گفتم آقا جان شما خود را فیلسوف می نامید ، باید با متانت حرف بزنید اینگونه اهانت ها بالاخره موجب تفرقه و جدائی می شود . من اگر برای اظهارات شما جواب می نویسم باز هم قسم حضرت عباس می خورم که برای ترس از تجزیه یک کشور است ، شما تا زمانیکه با داشته های یک ملت، یک انسان از طریق تحمل و رواداری وارد نشوید و اهانت بکنید ، این جدائی را لاجرم بوجود می آورید .هرگز به زبان فارسی بد نگفته ام چون زبان رسمی کشور من است و لاجرم یکی از داشته های هویتی من است ، اما وقتی رئیس فرهنگستان گفت که اگر سایر زبان ها هم آموزش داده شوند ، زبان فارسی می میرد ، واقعاً متعجب و ناراحت شدم.

زبان فارسی زبان رسمی و ملی ایرانیان است زبان های دیگر ملت ها هم زبان های ملی ایرانیان است ، همانند ترکی ، کردی ، عربی ، لری ، گیلانی و بلوچی .شما اگر زبان فارسی را ملی بنامید و دیگر زبان ها را غیر ملی ، در نتیجه ملت های دیگر ایرانی را هم اجنبی نامیده اید ، این تئوری و حرف عواقب نامربوطی دارد که ظاهراً آن را نمی خواهید ، منهم نمی خواهم اما این حرف شما معنی ناجوری می دهد اگر ما و یا کردها و یا عرب ها و یا بلوچ ها ایرانی نباشند و زبان آنها زبان ملی ایران نباشد ، شما چرا بر آنها حکومت می کنید ؟؟

من می گویم ما هم ایرانی هستیم و لاجرم زبان ما زبان ملی ایران است ، مخالفت با این نتایج و عواقبی دارد که رسیدن به آن آرزوی هیچ ایرانی نیست اگر آنچنانکه می گویید فیلسوف هستید باید نتایج اعمال و گفتار خودتان را هم در نظر بیاورید ، در ثانی همانند فیلسوفان حرف بزنید ، فیلسوفان همانند سلیطه ها حرف نمی زنند ، جر می دهم ، می کُشم حرف یک فیلسوف نیست .من دوستان فیلسوفی داشتم و دارم که وقتی حرف می زنند ، انسان شیفته آنها می شود اما وقتی شما دهانتان را باز می کنید ، انسان از هرچه تاریخ ، ملت ، کشور است زده می شود!

در اینکه خواسته ملی ، ملت های ایران تنها به ایجاد کرسی «ترکی آذربایجانی»  تقلیل یابد که یک فاجعه است بحثی نیست چون خواسته ملت آموزش علم به زبان مادری و اصلی هر انسان است. این را تمامی زبان دان ها ، یونسکو ، حقوق انسانی انسانها و حقوق بشر تائید می کند.

محض خاطر شما باید بگویم بومی سازی علم، ارتباطی به مسئله زبان مادری انسان ها ندارد .زبان مشترک و رسمی به همراه زبان های ملی در تمامی کشورهای جهان مدرن اجرا می شود . ایران هم همانند ده ها و صد ها کشور ، کثیر المله است .ملل مختلف ایرانی  تابعیت و شهروندان کشور ایران هستند و هویت انسانی امری مختلف است اما متضاد نیست هر کس دارای سرزمین مشترک باشد ، می تواند دین مشترک ،زبان مشترک ، احساس مشترک داشته باشد.

حادثه بزرگ در مقاله این آقای فیلسوف مضامین جدید است .حمله به ما معمولاً با پان تورکیست ، و یا تجزیه طلب و امثلهم بود چون این اراجیف نخ نما شده است و آبرویی نه برای طراح و نه برای آن تئوری ها نمانده است ، مضامین جدید آفریده اند ایستگاه" دده قورقود"  قزاقستان مدتی است مثلاً  برای ایران دیگر فلات ایران نمی گویند ، و یا برای مقابله با زبان مادری ، خانه پدری ایجاد کرده اند که ایندو همچون دو بال یک انسان است و هیچگونه مقابله ای نمی تواند داشته باشند

من تورکولوژ نیستم اینکه قدرت استبدادی دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی نمی توانست با زبان دیگری جز زبان فارسی ستم بکند و یا قدرت نمائی بکند و یا زبان علم و سیاست همین زبان فارسی است اتفاقاً به همین دلیل تمامی دنیای مدرن زبان های چین ، ژاپن ، انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی ، اسپانیولی ، عربی و ترکی و تمامی صد ها و هزاران نوع زبان مادری کل دنیا را بایگانی کرده و فقط و فقط در دانشگاه های تمامی آمریکا ، اروپا ، آسیا همه با زبان فارسی کسب علم می کنند !! ، حتی در روسیه زبان روسی برچیده شده و با زبان فارسی تکلم و علم می آموزند ما حتی در سوریه در فیلم ها هم می بینیم که مردم فارسی حرف می زنند ، این ممکن است درست باشد ، که در آن صورت برای منهم افتخار است و برای آن افتخار می کنم ، اما اگر دروغ است و هر ملتی با زبان مادری خودش علم می آموزد ، ما نیز یک ملت بزرگ هستیم و چه این آقا بخواهد و یا نخواهد این خواسته یک ملت است و ارتباطی به سایر مسائل ندارد.

اما مسئله این است که عقب ماندگی حواشی مملکت ناشی از سیاست تمرکز دولت در طول هزاران سال گذشته است ، استان ترک زبان آذربایجان غربی و شرقی که این  آقا خود را جزو آن می داند و حداقل متولد انجاست در خیلی از مسائل اقتصادی و بهداشتی و آموزشی  جزو استان سی ام مملکت است ولی  در وصول مالیات ،آذربایجان غربی استان اول است  ببینید این فرد یک خط و جمله در این مورد نوشته است یا خیر؟

اما اگر بشنود که دولت یک نامه ای برای استانداران نوشته است که برای زبان مادری آنها یک کرسی ایجاد شود واویلای  آقا فیلسوف به آسمان میرود . مصاحبه آقای یونسی در مجله مهر نامه که بزرگ کننده این آقای به اصطلاح فیلسوف است صراحتاً گفته است که اینها فقط برای حساسیت زدائی است! یعنی اجرائی نمی شود ، شاید هم آقای یونسی مطابق نظر خود با ارائه این نامه ها می خواهد مانور بدهد و دوست و دشمن را بشناسد!!

ظاهرا این آقای فیلسوف نمی تواند از وقایع گذشته تاریخی که تماماً گند کاریهای شاهنشاهان مستبد بوده است برای امروز ما تکلیف استخراج کند . کوروش و قبل ازآن شاید برای ایشان  جالب باشد اما دنیای امروز ، دنیای آگاهی ،دنیای شهروندی و حقوق انسانهاست . چون سلطان غزنوی دوست داشته شعر فارسی بگوید حق مرا در گفتن و نوشتن حقوق انسانی خودم براساس زبان خدادادی و مادری خودم سلب نمی کند. چه این آقا بگوید و چه فیلسوف های مجله مهر ساخته . این حق من و حق تمام کسانی است که می خواهند بر اساس زبان مادری خود علم بیاموزند ، آموزش ببینند. نه این فرد و نه  کسان دیگرنمی توانند این حق را مخدوش کنند!

وقتی ما می گوئیم می خواهیم با زبان مادری خودمان حرف بزنیم آموزش ببینیم و زبان رسمی و ملی را هم در کنار زبان های ملی دیگر در مدارس یاد بگیریم ، تو می گوئی که زبان دری زبان قدرت است ، سید جان ! قدرت پیشکش تو و امثال تو ، ما دنبال حقمان هستیم و نه قدرت و یا حکومت ! اگر زبان مادری ما برای حکومت و قدرت کفایت نمی کند زمانی میتوانی این مسئله را مطرح بکنی که ببینی عیسی  نــظری دنبال حکومت است ، آخر سید جان ! تو ! مثلاً فیلسوفی ! آخر سایر فیلسوفان آبرو دارند ، من دوستی داشتم بنام سید عباس معارف تبریزی ، فیلسوف بود ، هروقت حرف می زد ، آنچنان متانتی داشت که کیف می کردیم ، الان گفتن فیلسوف به شما به معنی اهانت به تمامی آنهاست .

اگر روزی شیخ الاسلام ها ، فروغی ها ،عنایت ها می خواستند ، بچه های ما در پانسیون ها زبان مادری خودشان را فراموش کنند ، این بچه ها در دامان پدر و مادران بزرگ شده اند ، فهم و آگاهی آنها ، هم  خود باخته ها را تشخیص می دهد و هم حقوق انسانی خودشان را .همان اساتید اروپائی که برایت مدرک داده اند ، همگی به این حق مسلم سر تسلیم فرود می آورند ، اگر زبان، قدرت و حکومت نیست ، چه بهتر، ما مثل شوونیست ها در آرزوی کشتار مردم نیستیم  ما می خواهیم در کنار خانواده خود زندگی کنیم با اشعار حیدربابا، با داستانهای ده ده قورقود ، فقط مانده ام در تبریز چه بلائی سرت آمده است که این کینه بی پایان برای مردم ترک زبان در وجودت فوران می کند و درست به همین دلیل است بر هویت مردم خود می تازی.

فیلسوفان گفته اند هرکس آنچه ندارد ، بدنبال آن است شما برای خودتان فرهنگ  و تاریخی دست و پا کنید ، ما به چنین فرهنگ های منحط که جز کشتار نمی شناسد نیازی نداریم.

نظرات بينندگان
غیر قابل انتشار : 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته : 1
ایدین
|
1395/12/22 - 15:28
0
0
به والله کیف کردم از حرفهایتان .انقدر از این موضوع اموزش به زبان مادری منع شده ایم که وقتی حتی اسمی از زبان مادری میاید اشک در چشمانم جمع میشود قلبم بشدت میتپد یاد سالهای سختی میافتم که به دلیل ندانستن زبان فارسی و مجبور بودن به تحصیل به زبان فارسی مجبور بودم فقط و فقط شکل کلمات را و باها و بارها ازحفظ کنم تا موقع امتحان بتوانم انها را رسم کنم در واقع بیشتر شبیه به نقاشی کردن بود تا فهمیدن چون چیزی از انها نمیفهمیدم و شکل کلمات را در ذهنم رسم میکردم و چه سخت بود به خاطر سپردن شکل انهمه کلمه اکنون که زمان مدرسه رفتن فرزندم رسیده لرز بر اندامم افتاده که چگونه یک بچه معصوم و بیگناه باید این مشقتها را تحمل کند اه و صد اه و در مورد این اقای سید جواد که بهتره بگم سید جواد تهرانی کسی که به فرهنگ و زبان خود توهین میکند در واقع اولین توهینهایش به خانواده و ابا و اجداد خویشتن است چطور کسی که ادعای دکت و فیلسوف بودن دارد میتواند اینقدر کج فهم باشد چطور یک فیلسوف میتواند حقوق مردم را نا دیده بگیرد واقعا قابل هضم نیست فقط کسی میتواند از فرهنگ وجودیش فاصله بگیرد که از اصالت تهی باشد مگر میشود یک انسان به زبان مادری و پدریش چنین سخیفانه بنگرد بدرستی اشاره کردید که هر کس دنبال انچه ندارد هست احتمال ایشان در داخل تهی از هویت و و خودشون رو بی هویت میدانند که دنبال هویتی دیگر میگردند اقای سید جواد به میان مردم بروید ببینید مردم عامی و عالم این اذربایجان نسبت به دیدگاه کسروی چیست با چشم خودتان ببینید کسروی که مثل شما ادعای عالم بودن داشت چقدر در نزد مردم اذربایجان کوچک شده است فقط به دلیل کتاب فرمایشی که سرتا سر دروغ بود و بدانید در مورد شما نیز چنین قضاوتی میشود و خواهد شد ما هویتمان هر چه باشد برایمان محترم است حد اقل ما دنبال هویتی دیگر نیستیم ما افتخارمان به ترک بودنمان است چرا اینقدر در مقابل فهمیدن مقاومت میکنید سید جواد چرا با اظهارات سخیفانه پایین میاورید ایا رسیدن مردم به حقوقشان اینقدر برایتان گران میاید بار دیگر شما را دعوت میکنم به میان مردم اذربایجان بروید و ببینید مردم در مورد کسروی چه نظری دارند شاید از گمراهی دست بردارید بروید به میان مردم و ببینید مردم چقدر به ترک بودن خود افتخار میکنند و این هویت سازیها هیچ گونه تاثیری که انها را دلزده کند نداشته بلعکس باعث شده مردم بیشتر به خود و هویتو و زبانشان گرایش پیدا کنند دیگر در شبکه های مجازی به زبان مادریشان حرف میزنند . در اخر از اقای نظری و دیگر نویسندگان نوید اذربایجان تشکر فروان میکنم
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون