جستجو
تاريخ انتشار : 1395/12/01 - 18:40
علی خلخالی:نگاهی بر عنوان ولایت تاریخی سولدوز
دکتر مايکل دانتي استاد باستان شناس آمريکايي در کتابي که در مورد تپه حسنلو نوشته ،منطقه را چنين معرفي کرده : محوطه تپه حسنلو در جوار ساحل جنوبي درياچه اروميه در استان آذربايجان غربي ايران واقع است ، حسنلو بزرگترين تپه دره رودخانه گدار است که از رشته کوههاي غربي زاگرس در شرق تا سواحل جنوبي درياچه اروميه را در بر ميگيرد ، بخش غربي اين ...

اشاره:

 استاد علی خلخالی با 82 سال سن و با بیش از 60 سال سابقه سیاسی و روزنامه نگاری ،یکی از پیش کسوتان و چهره های فعال مطبوعاتی  آذربایجان غربی است که تاکنون از وی صدها مقاله و نوشته درنویدآذربایجان و دیگر نشریات محلی و کشوری به چاپ رسیده است. آنچه که در ذیل می آید ملاحظات تاریخی در خصوص  ولایت  سولدوزمی باشدکه از نظر خوانندگان می گذرد..

 

حداقل از پانصد سال قبل و از دوران سلطنت صفوي تا پنجاه و نه سال پيش (1337 شمسي) كه بخش سولدوز از توابع شهرستان رضائيه (اروميه فعلي) جدا شده و به شهرستان مستقل تبديل گرديده نام رسمي و حكومتي اين منطقه، هميشه سولدوز (به مرکزیت شهر نقده) بوده و اين نام در پيشينه تاريخي، نقشه هاي جغرافيايي، بين المللي، در اسناد ملي و رسمي كشور تماماً به نام سولدوز به مركزيت شهر نقده واقع در ايالت آذربايجان ثبت شده که از تاريخ و فرهنگ مردم هم نشأت گرفته است .، كه بنا به وظيفه روزنامه نگاري در خصوص نام منطقه، ابتدا برای اینکه ثابت شود نوشته من دراین خصوص مربوط به زمان فعلی نبوده بلکه سابقه بس طولانی دارد ابتدا متن تلگرافی را که 64 سال پیش به اتفاق همرزمان خویش به حضور شادروان دکتر محمد مصدق نخست وزیر ملي وقت مخابره کرده ایم عینا به نقل از روزنامه نیروی سوم مورخه 22 مرداد ماه سال 1332 شمسی به شرح ذیل به استحضار خوانندگان محترم میرسانم .

تگراف وادره از نقده – جناب آقای دکتر محمد مصدق نخست وزیر محبوب و ملی ایران .  رونوشت روزنامه مبارز نیروی سوم . رونوشت اداره تبلیغات و انتشارات : مردم قهرمان و زحمتکش سولدوز که در این دو سال مبارزه ضد استعماری همیشه از رهبر خردمند نهضت ملی ایران و مظهر نیروی سوم پشتیبانی کرده و حاضر به هرگونه فداکاری بوده اند با شرکت پرشور خود در رفراندم و دادن 5862 رای موافق بار دیگر ثابت کردند که گفته مصدق گفته ملت و رهبر ملت تنها جناب آقای دکتر محمد مصدق می تواند باشد  - از طرف تشکیلات حزب زحمتکشان ملت ایران (نیروی سوم) در سولدوز : امیر ماشاءالله بوزچلو – نجف یوسف زاده – علی خلخالی .

و اینک مواردي را با استناد به اسناد و مدارک تاريخي ، کتب و مقالات اساتيد و نويسندگان برجسته داخلي و خارجي و گزارشات ديپلماتها و سوابق موجود در سازمان هاي دولتی بخصوص وزارتخانه هاي كشور و امور خارجه به شرح ذيل اعلام  میدارم:

1- با توجه به کتاب تاريخ اروميه تاليف مرحوم سرهنگ احمد کاويانپور ، شاه عباس صفوي بر طبق فرماني به کلبعلي خان ايمانلويي افشار رئيس ايل افشار دستور ميدهد که  : ايل و اولوس خود را از ابيورد خراسان به جانب اروميه و سولدوز آذربايجان به حرکت آورده ، در آن نواحي سکونت نموده و آنچه لازمه خدمت گزاري و جان نثاري است از تمشيت امور ديواني و حفظ سر حدات ، آني فرو گذار نكرده و ذره اي تسامح و غفلت نورزيده از تطاول و چپاول ايادي ناپاک داخلي ، تحريکات و دسايس عمال خارجي شديدا ًجلوگيري نمائيد.

2- بر طبق فرمان عباس ميرزا وليعهد قاجار به تاريخ تحرير جمادي الثاني سال  1245  قمري محال سولدوز براي نشيمن عموم ايلات و عشاير قاراپاپاق معين گرديده و به آنان واگذار شده که قريه نوجه ده مشهور به نقداي ( شهرفعلي نقده ) هم به رئيس ايل نقي خان بوزچلو اهدا گرديده است که از آنزمان تا کنون مردم قاراپاپاق در اين منطقه سکونت داشته و در هر برهه از زمان از تماميت ارضي و استقلال ميهن عزيزمان ايران در هر جاي اين سرزمين مقدس صادقانه دفاع كرده و در اين راه بسياري از فرزندان شايسته خود را تقديم كاروان شهيدان وطن كرده اند.

3- با توجه به نامه حکومت ولايت اربعه (خوي- سلماس - اروميه - سولدوز ) به نائب الحکومه سولدوز به مورخه 5 ربيع الثاني سال 1336 قمري ولايت سولدوز جزء حکومت ولايات اربعه به مرکزیت شهر اروميه بوده است ، در ضمن در هر برهه از زمان به خصوص در 200 سال گذشته هزاران فقره فرمان و نامه از سوي پادشاهان ، وليعهدها و مسئولان مملکتي و ايالت جلیله آذربايجان در دوران قاجار و سپس در رژيم پهلوي در مسائل مختلف مملکتي و منطقه اي و حتي بين المللي خطاب به حاکمان ولايت سولدوز و رؤساي طوايف ايل قاراپاپاق صادر شده است که اين جانب حاضرم بيش از يک هزار برگ اسناد و مدارک تاريخي در اين خصوص را ارائه دهم .

4- چنانچه به بايگاني وزارت امور خارجه بخش اسناد عثماني مراجعه شود ملاحظه خواهد شد ماجراهاي تاريخي بسياري در سولدوز رويداده و نامه هاي زيادي در مورد ولايت سولدوز بين دولت هاي ايران و عثماني مبادله شده که از جمله آنها سند شماره  79  به تاريخ دهم شوال  1279  نامه ميرزا سعيد خان وزير خارجه به ميرزا حسين خان مشير الدوله سفير کبير ايران در کشور عثماني است و همچنين سند شماره 80 به تاريخ ماه ذيعقده  1279 نامه حيدر افندي وزير مختار دولت عثماني به ميرزا سعيد خان در خصوص خان هاي طايفه قاراپاپاق بوده که در محالات سولدوز اقامت داشته اند.

 5- با توجه به قانون تقسيمات كشوري مصوب سالهای  1311 و 1316 شمسی شهرستان نقده فعلي تحت عنوان بخش سولدوز تابع شهرستان رضائيه (اروميه فعلي) بوده است تا اينكه در سال 1337 دكتر منوچهر اقبال نخست وزير رژیم پهلوي به اتفاق هيئت وزيران با هواپيما به اين منطقه آمد و بنا به درخواست اهالي که به وسيله شادروان ها حسين پاشاخان اميرفلاح رئيس ايل قاراپاپاق و قلي خان بوزچلو اعلام گرديد بخش سولدوز (به مرکزیت شهر نقده) به شهرستان تبديل شد و به دستور شخص نخست وزير نام این منطقه به شهرستان نقده تبدیل شد و تا آن موقع هيچگونه سند و مدرکي تحت عنوان نام دیگری غیر از سولدوز و نقده براي اين منطقه وجود نداشته است.

6- در نقشه هاي جغرافياي سياسي و اقتصادي که در سال 1311 و پس از آن چاپ شده نام منطقه سولدوز نوشته شده و در نقشه هاي بين المللي هم نام اين منطقه (سولدوز) ذکر گرديده است که حاضرم نقشه هاي مذکور را در جهت صدق عرايض به هر مرجعي كه لازم باشد تقديم نمايم .

 7- دکتر مايکل دانتي استاد باستان شناس آمريکايي در کتابي که در مورد تپه حسنلو نوشته ،منطقه را چنين معرفي کرده : محوطه تپه حسنلو در جوار ساحل جنوبي درياچه اروميه در استان آذربايجان غربي ايران واقع است ، حسنلو بزرگترين تپه دره رودخانه گدار است که از رشته کوههاي غربي زاگرس در شرق تا سواحل جنوبي درياچه اروميه را در بر ميگيرد ، بخش غربي اين دره اشنويه و بخش شرقي آن كه حسنلو در آن واقع شده سولدوز ناميده ميشود .

8 - پروفسور دايسون استاد باستان شناس و رئيس دانشگاه پنسلوانياي آمريکا که خود چندين سال متوالي در تپه حسنلو شهرستان نقده و ساير مناطق آذربايجان غربي در کاوش و مطالعات آثار باستاني فعاليت داشته در تمام کتابهايي که تاليف کرده از اين منطقه تحت عنوان سولدوز نام برده است که برخي از کتابهاي ايشان توسط دانشمند گرامي استاد علي صدرائي همشهري عزيز و ارجمند ترجمه شده و از سوي سازمان ميراث فرهنگي هم چاپ گرديده است.

 9-سر اورل اشتاين سياح و باستان شناس بريتانيايي در سال 1936 ميلادي به منظور ثبت تپه ها و يادمان هاي باستاني به ايران آمده و در مسير خود گاهي گمانه های حفاري مختصري را در محوطه هاي مختلف انجام ميدهد ، توضيح اينكه: در آن زمان تپه هاي اندکي در ايران ازسوي باستان شناسان ثبت و حفاري شده بودند و اشتاين موفق ميشود ديده های خود از محوطه باستاني را از راه حفر گمانه يا جمع آوري آثار سطحي ثبت کند که در ياداشت هاي خود اشاره ميکند ، سفال هاي خاکستري تيره يا سياه با نوارهاي تزئيني محدب و داغ دار در تپه هاي سولدوز به وفور يافت ميشوند.

10- در لغت نامه دهخدا كه معروفيت جهاني دارد و هشتاد و سه سال پيش (سال 1312 شمسي) نوشته شده بخش سولدوز را چنين معرفي كرده است : سولدوز نامي از بخش هاي تابع شهرستان اروميه بوده و در جنوب خاوري اروميه واقع شده که از شمال به دهستان دول و از جنوب و خاور به شهر ويران و لاهيجان از باختر به حومه اشنويه محدود می باشد هواي بخش معتدل و محصول عمده آن غلات ، توتون ، چغندر قند ، حبوبات و برنج است ، آب مزروعي اين بخش از رودخانه گدار و چشمه سارها تامين ميگردد و داراي يك دهستان به نام حومه ميباشد دهستان حومه از 92 آبادي بزرگ و كوچك تشكيل شده و جمعيت آن در حدود 21400 تن است.

11-  به نوشته علي دهقان در كتاب سرزمين زرتشت : ولايت سولدوز را عباس ميرزا وليعهد قاجار در سال 1245 هجري قمري به ايل قاراپاپاق واگذار نموده ، البته تا آن زمان سولدوز ملك شخصي عباس ميرزا نائب السلطنه قاجار بوده است بدين ترتيب ايل قاراپاپاق در منطقه سولدوز سكونت نموده به كشاورزي و زراعت و دامداري مشغول بوده اند ، ايل قاراپاپاق مردماني شجاع و جنگجو بوده و به ميهن خود ايران علاقه زيادي دارند و در دوران قاجاريه و اوايل حکومت پهلوي هميشه در حدود ششصد سوار مسلح از افراد اين ايل براي حفظ مرزهاي غربي كشور در اختيار زمام داران دولت مرکزی بوده است.

12- به نوشته دايره المعارف اسلامي که به زبان فرانسه نوشته شده به نقل از پروفسور مينوريسكي ، اسقف كلداني سيمون دريک سندي به تاريخ 1653 ميلادي نوشته است : «اتباع او در مناطق سولدوز - اشنويه -سلماس- آرنا - ترگور – اروميه سكونت دارند.»

13- به نوشته روزنامه نیروی سوم مورخه شنبه 20 تیر ماه 1332 شمسی : در آذربایجان برای اعضای حزب زحمتکشان ملت ایران نیروی سوم کارشکنی می کنند خبر رسیده از نقده حاکی است که تمام روسای دوایر دولتی مانند فرماندار ارومیه ، بخشدار سولدوز و ملاکین با تمام قوا بر علیه تشکیلات ما قیام نموده و مخصوصا رفیق حزبی ما آقای علی اشرف رضایی اعزامی از تهران را تهدید کرده اند و از فعالیت های حزبی رفقای ارزنده ما جلوگیری می کنند و به نام اینکه هیچ نوع تشکیلاتی نباید در آن محل باشد جلوی افراد ما را سد می کنند در حالی که در مقابل چشم همان آقایان حزب کومله (دموكرات كردستان) و حزب توده علنا فعالیت می کنند و روزنامه های آنها در همه جا پخش می شود و نه آقای فرماندار و نه سایر مقامات مربوطه مانع این فعالیت های مخرب نمی گردند ، ما از مراجع مسئول می خواهیم به این سختگيري ها خاتمه دهند و بیش از این وسایل دلسردی جوانان ما را فراهم نکنند .

14-كاپيتان كاردياس كنسول روسيه تزاري در اروميه در دسامبر سال 1912 به مناطق سولدوز – ساوجبلاغ (مهاباد) ولايجان (پيرانشهر) آمده و در گزارشي به دولت خود نوشته است: قائم مقام حكومت سولدوز حسنعلي خان با 15 نفر سوار مسلح به استقبال من آمده بود و جمعي از مسيحيان ساكن محمديار شامل نستوريها ، ارمنيها و كاتوليكها در مدخل روستا نزديك خانه حسنعلي خان با شور و شوق صميمانه اجتماع نموده منتظر من بودند ، عده زيادي از خان هاي قاراپاپاق كه موقع اقامتم در محمد شاه با آنان آشنا شده بودم در محمديار در منزل حسنعلي خان حضور داشتند كه عموماً ، هم عقيده بودند در محكوميت نجفقلي خان امير تومان كه علاوه از ايجاد تفرقه بين آنها توسط عثمانيها و ايادي آنان مانند حمزه آقا مامش آنها را مورد تعدي قرار داده اند.

15- اوژن اوین وزير مختار فرانسه در ايران در سال 1906 ميلادي به ديدار سران ايل قاراپاپاق به سولدوز آمده در كتاب ايران امروز نوشته است : بعد از عبور از تنگه كمر قايا (روستاي شيخ احمد) منطقه سولدوز آغاز ميگردد کمي پائين تر از اين روستا در برکه مدوري قرار دارد مالک اين روستا اسد خان سرهنگ با عده اي از سواران شب به پيشواز ما آمده بود ، ساير رؤساي طايفه هاي ايل قاراپاپاق هم که در پيشاپيش آنان فراشها مجهز به چوب دستی هاي نقره اي حرکت ميکردند همگي در محمديار به دیدار من آمدند .

16- مهندس محمد کميجاني نويسنده و محقق ارجمند ايل قاراپاپاق از اهالي شهرستان کميجان واقع در استان مرکزي ( محل سکونت اوليه اين ايل) در کتابي که در خصوص آن منطقه و ايل بوزچلو نوشته اند بوزچلو را نام ايلي ترک تبار که قاراپاپاق هاي ساکن منطقه سولدوز آذربايجان هم تيره اي از اين ايل بزرگ ترک به شمار ميرود ذکر کرده اند.

17- به روايت تاريخ رجال ايران جلد ششم تاليف مهدي بامداد : سولدوز در دوران رژيم هاي افشاريه و زنديه در دست محمد کريمخان بيگلربيگي و سپس فتحعلي خان افشار ارشلو بود که در زمان فتحعليشاه قاجار احمد خان مقدم مراغه اي با سرکوب باپيرآقا منگور حكومت سولدوز را بر عهده گرفت و تا آمدن ايل قاراپاپاق به منطقه همراه ايل افشار در اين منطقه به حكومت پرداخت.

18- مسيو نيكیتين كنسول بعدي دولت روسيه تزاري كه از سال 1915 تا 1918 ميلادي در اروميه بوده در كتابي به نام   (ايراني كه من شناخته ام) در مورد اين منطقه چنين نوشته است : طايفه قاراپاپاق در ناحيه سولدوز ساكن هستند و سولدوز از حيث حبوبات از اراضي ممتاز به شمار ميرود و به قدری حاصل فراوان مي آورد كه بطور ضرب المثل مشهور است : با حاصل يك ساله سولدوز ميتوان درياچه اروميه را پر كرد . افراد طايفه قاراپاپاق اگر چه از حيث نژاد ترك هستند ولي مذهب آنها تشيع است.

19- به نقل از تاريخ افشار به قلم ميرزا رشيد اديب شعرا در ايام حكمراني ابراهيم خان قاجار در اروميه اشرار آغاز فتنه و فساد كرده و غوغاي عظيم برانگيختند من جمله مير رواندوز ، نخست به غارت و چپاول مردم سردشت مبادرت نموده و سپس تعدي به قصبه اشنويه كرده است و چون ابراهيم خان ميدانست چاره اين كار در دست او نيست زيرا كه : ايل افشار و اهالي اروميه از وي شاكي و رويگردان هستند لذا ناچارا ً‌جريان را به نائب السلطنه اطلاع داد كه فرماني بر عهده خسرو خان والي كردستان در تنبیه ميررواندوز صدور يافت و از جانب نائب السلطنه نيز نواب جهانگير ميرزا به حكومت ارومي و انتظام آنجا مامور آمده و مقرر شد كه محمد خان سرتيپ ايرواني با دو فوج نظام افشار و سواران قاراپاپاق سولدوز و مقدم و مكري به سردشت حمله كرده و دست چپاول مير رواندوز را از آن منطقه قطع نمايند.

20- نادر ميرزاي قاجار در كتاب تاريخ و جغرافي دارالسلطنه تبريز كه در طول 40 سال اقامت خود در تبريز مطالب آن را گرد آورده در شرح غائله شيخ عبيدالله كرد كه از تاريخ 1297 قمري مدتها اسباب گرفتاري دولت ايران و مردم آذربايجان شده بود چندين بار از سولدوز و ايل قاراپاپاق نام برده است. وي اين كتاب را در سال 1300 قمري مرتب و مدون ساخته است كه از محسنات غيرقابل انكار اين كتاب اطلاع از اوضاع سياسي و اجتماعي 150 ساله دوران سلطنت قاجار و يك قرن قبل از آن از خلال متجاوز از 100 فقره فرامين و احكام تاريخي است كه از جانب نادرشاه افشار، شاهرخ ميرزا، كريم خان زند، آقا محمدخان قاجار، فتحعلي شاه و عباس ميرزا نائب السلطنه به عنوان حكام و استانداران و بزرگان و علماي آذربايجان رقم يافته و ارسال گرديده است، اين اسناد و دستورالعمل ها براي تحقيق و بررسي مسائل سياسي و اوضاع مدني ايران در آن زمان حائز اهميت و اعتبار فراوان و شايسته توجه مي باشد، كتاب مذكور ابتدا با چاپ سنگي چاپ شده و سپس در سال 1351 شمسي به مناسبت سال جهاني كتاب از سوي انتشارات اقبال به صورت افست چاپ گرديده است.

21- به نقل از كتاب زمانه و كارنامه سياسي اجتماعي جلد اول خاطرات عبدالحسين ميرزا فرمانفرما نوه عباس ميرزا وليعهد فتحعلي شاه و نخست وزير در سال 1334 هجري قمري درخصوص كلمه سولدوز چنين نوشته شده:

در حد فاصل 13 تا 24 ذيقعده 1325 هجري قمري 5 تلگراف و نامه از محتشم السلطنه به فرمانفرما موجود است كه محتشم السلطنه در آنها ضمن ارسال گزارش هايي از اقداماتش پيشنهاد مي كند نائب الحكومه به ساوجبلاغ اعزام شود تا آن محل خالي از حاكم نباشد. درخواست ديگر وي ايجاد يك پست سريع السير بين ساوجبلاغ (مهاباد)، سولدوز و اروميه بود تا مكاتبات و اخبار مبادله بين او و فرمانفرما و ديگر نقاط حساس و خبرساز سريعتربه مقصد برسد و امكان اقدامات عاجل فراهم گردد.

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون