جستجو
تاريخ انتشار : 93/11/23 - 13:06
ماجـرای جنگ بین قـوای آزاد‌‌خان افغـان و فتحعلیـخان افشـار اورموی
ماجـرای جنگ بین قـوای آزاد‌‌خان افغـان و فتحعلیـخان افشـار اورموی

 

پس از قتل نادرشاه افشار به سال 1160 ق سراسر قلمرو وی دچار هرج و مرج شد و از همان ابتدا سرزمین ایران تبدیل به میدان مبارزه قدرت طلبان گردید. برای دستیابی به تاج و تخت، عدّۀ زیادی از مدّعیان سلطنت در گوشه و کنار مملکت در تکاپو بودند. از میان دسته‌هایی که برای رسیدن به قدرت فعّالیّت می‌کردند، تلاش و مبارزه دو دسته بیش از دیگران جلب توجّه می‌کرد: یکی دستة اربابان و دیگری دستة سرداران و رؤسای قبایل و عشایر.

 منطقه سوق الجیشی آذربایجان نیز مستثنی از این قاعده نبود و هر گوشه از این منطقه شاهد جنگ و خونریزی تشنگان قدرت بود. در آذربایجان ابراهیم‌خان افشار قرقلو به برادر خود عادلشاه دست یافته و به فکر تسخیر ایالت زر خیز آذربایجان می‌افتد . حکومت آذربایجان در این زمان به دست امیر اصلان‌خان افشار قرقلو معروف به سردار آذربایجان بود.آوازه حرکت و هجوم ابراهیم‌خان افشار که در این وقت خود را ابراهیم‌شاه می‌نامید امیر اصلان‌خان سردار آذربایجان را نگران نموده برای مقابله با قوای وی مصلحت چنین دید با کمک فتحعلیخان افشار ارشلو، حاکم محبوس اورمیه، به جنگ ابراهیم‌شاه برود. فتحعلیخان در این زمان در اثر هجوم مهدی‌خان افشار قاسملو که از ایروان به سمت اورمیه لشکر کشیده بود، شکست خورده و حکومت اورمیه را به مهدی‌خان واگذار کرده بود.

 طی درگیری قوای امیر اصلان‌خان و مهدی‌خان در محل قرا‌حسنلوی اورمیه (نزدیک روستای چهره‌گشای اورمیه)، فتحعلیخان به یاری مهدی‌خان شتافته و به قوای امیر اصلان خان شکست سختی وارد می کند. پس از این واقعه مهدی‌خان از سر و روی فتحعلیخان بوسیده و عذر گذشته را می‌خواهد و در حضور سران افشار، وی را به حکمرانی اورمیه منصوب می‌کند و داشتن چنان سردار شجاع و با تدبیر را به جماعت افشار تبریک می‌گوید. در این موقع ابراهیم شاه خود را به آذربایجان می‌رساند و جنگ بین قوای وی و سردار آذربایجان، امیر اصلان‌خان، آغاز می‌شود . مهدی‌خان با صلاحدید فتحعلیخان به کمک ابراهیم‌شاه شتافته و امیر اصلان‌خان را شکست می‌دهند. ابراهیم‌شاه نیز مهدی‌خان را در تبریز به حکومت آذربایجان و قائم مقامی خود می‌گمارد.1 پس از شکست ابراهیم‌شاه از شاهرخ افشار و به تبع آن قتل مهدی‌خان توسّط مردم تبریز،  نقی‌خان برادر مهدی‌خان به خونخواهی از قاتلین برادرش به تبریز یورش برد. «چون خبر قتل مهدی‌خان به نقی‌خان برادرش که از جانب او در ارومی حکمران بود رسید دود آه جانکاه از سینه‌اش بر‌آمده چند روز با ایل والوس بلوازم تعزیت و سوگواری مشغول شد، آنگاه با فتحعلیخان ارشلو در باب کینه‌خواهی برادر مشورت کرده از طائفه‌ی افشار لشگری فراهم آورد و از شاهبازان‌خان دنبلی حکمران خوی و آزاد‌خان، سرکرده‌ی افغان که در شهر زور از نواحی قراچوران متوقف بود، استمداد نمود، چون این جمله حاضر آمدند بالاتفاق با استعداد تمام از راه سلدوز عازم تبریز شد، اهالی تبریز چون از جمعیت نقی‌خان و اراده‌ی او اطلاع یافتند، دهشت و حیرت عظیم بر ضمایر ایشان راه یافت.»2 پس از فتح تبریز، نقی‌خان با مردم این شهر به تندی برخورد کرد، آزادخان‌افغان را به حکومت تبریز منصوب نمود و خود نیز راهی اورمیه شد.

آزاد‌خان فرزند سلیمان از افاغنه‌ی کابل و از طایفه‌ی غلجائی بود. در سال 1738م که در این شهر به تصرف نادر‌شاه در‌آمد آزاد‌خان در خدمت جهانگشای افشار حاضر شد.3 آزادخان به مدت سه ماه که  بر تبریز حکومت می‌کرد مطیع نقی‌خان بود اما از آنجاییکه مردم تبریز دل خوشی از حاکم اورمیه نداشتند آزاد‌خان را به طمع حکومت بر کلّ آذربایجان، بر علیه نقی‌خان تحریک کردند. در جنگی که بین این دو اتفاق افتاد نقی‌خان کشته شد و آزاد‌خان با تصرّف اورمیه، به خواسته‌اش که حکومت بر کلّ آذربایجان بود، رسید. آزادخان پس از به حکومت رسیدن، فشار بر مردم آذربایجان را زیاد کرد به طوریکه مردم تبریز از همکاری با وی پشیمان شدند. آزادخان با سپاهی مجهز جهت دفع نافرمانی مردم تبریز به این شهر لشکر کشید. در جنگی که بین نیروهای آزاد‌خان و مردم تبریز رخ داد علی‌رغم دلاوری‌ها و رشادت‌های تبریزیان، آزاد‌خان پیروز میدان نبرد شد. پس از تسخیر تبریز، وی به عجب شیر رفته و در این شهر فتحعلیخان افشار ارشلو را بیگلر بیگی آذربایجان منصوب کرده و روانه‌ی تبریز می‌نماید. «این واقعه در ماه رمضان المبارک مطابق سال 1164 هجری بود و اکثر سکنه‌ی دارالسلطنه‌ی تبریز که قدرت حرکت داشتند، در هنگام فرصت، دست اهل و عیال خود را گرفته بسایر بلاد متفرق گردیدند و در ایام رخا نیز معاونت نکردند. گویند در روز جنگ، موازی سیصد نفر از پیادگان اهل تبریز در حصار، سنگری برای محافظت خود بسته مردانه در مدافعه پایداری مینمودند. چنانکه گروه افغان نتوانستند بر ایشان دست یابند. لاجرم آزاد‌خان ایشانرا امان داده متعرض نشد ولیکن بعد از اطمینان و گرفتاری، ایشانرا مثل اسرای کفار به اهل شهر به قیمتی گزاف فروختند. علی الجمله پس از تسخیر تبریز آزاد‌خان به مراغه رفته در دیزج رودنزول نمود و در آنجا فتحعلیخان افشار ارشلو را بیگلر بیگی آذربایجان و روانه ی تبریز نمود ...»4 ایّام حکمرانی آزادخان در آذربایجان مقارن با حکومت کریم‌خان زند در شیراز و محمد‌حسن‌خان بن فتحعلیخان قاجار در استر‌آباد و مازندران بود.

 آزاد‌خان برای دستیابی به حکومت کلّ ایران باید این دو رقیب را نیز از میان می‌برد. لذا در سال 1166 ق نبردی بین وی و کریم‌خان زند اتفاق افتاد که منجر به شکست سپاهیان کریم‌خان شد. «کریم‌خان خود به قلعه‌ی پری [نزدیک ملایر] پناه برد و برخی از هواداران مانند شیخ علی‌خان و محمد‌خان را به حفاظت قلعه گماشت و خود به اتفاق برادرش محمد‌صادق‌خان روانه‌ی اصفهان و شیراز گردید. کریم‌خان موفق نشد که در شیراز سپاه عمده‌ای جمع آوری کند، لذا با همان اندک سپاه تصمیم به مقابله با سپاهیان آزاد‌خان که در تعقیب وی بودند گرفت، بویژه که خبر خلاصی یاران باقی مانده در قلعه‌ی پری را نیز شنیده بود. در این ایام افرادی نیز به وی پیوستند و نبرد دوم در ناحیه قومشه (= قمشه) اصفهان صورت گرفت.»5 در این جنگ اسکندر‌خان برادر کریم‌خان زند به دست فتحعلیخان افشار کشته می‌شود و کریم‌خان نیز به خرم‌آباد پناهنده می‌شود. خان زند در خرم‌آباد سپاهی متشکّل از ایلات پشتکوه و سمیره آماده کرده و در حوالی شهر دوآبه نزدیک سیلاخور، با نیروهای آزاد‌خان به فرماندهی فتحعلیخان درگیر شده و توانست سالم از صحنه نبرد خارج و به جانب فارس روانه شود.آزادخان پس از اطّلاع از حضور کریم‌خان زند در شیراز، با سپاهیان بسیار عازم خشت (قریه ای از توابع گرمسیر کازرون) شد . محمد علی‌خان خشتی نیز که بـزرگ آن نـواحـی بـود، بـه محـافظت از آن ناحیه پرداخت. گذرگاه دربند که پناهگاه سپاهیان محمدعلی‌خان خشتی ولشکریانکریم‌خان بود، به علت کوهستانی بودن از موقعیّت سوق‌الجیشی خاصّی برخوردار بود و در نتیجه سپاهیان آزادخان متوجّه کمین گرفتن آنان نمی‌شدند .پس از ورود لشکریان آزادخان در داخل دربند، تفنگچیان کریم‌خان و محمدعلی‌خان موفق شدند شکست سختی به دشمن وارد سازند، اما آزادخان از این جنگ جان سالم به در می برد و به جانب اصفهان و آذربایجان می‌گریزد.

«آزادخـان بنحو تقـر قلم دو زبـان مـراحل راه را پیمـود، وارد شیـراز و در آن خطه پرتراز تمهید بساط اجلال و اعزاز نموده و از آنجا اراده مقابله لشکر ظفرپرور کرده ، عنان جلالت بصوب چشت [خشت] گشوده، چون شوارع چشت مشتملست بر مضایق صعب سخت و نشیبی پر‌کوه و کتل و پشته و تل حضرت ظل‌اللهی تفنگچیان دشتستانی را که چهار هزار نفر بمعکسر نصره اثر پیوستند که ذره را در هوا و کوکب را در سما می زدند امر فرمود که مضایق طریق و معابر دقیق را گرفته، شیران زند و دلیران فیروزمند نیز چون شیران آشفته بر اسبان اژدهاوش و هیونان چون آتش‌سوار و آغاز گیر‌ودار و لشکریان آزادخان بمعابر مضیقه در‌آمده، تفنگچیان مزبور مهره بلا انگیخته و از ابر آتش بار دود ژاله عنا ریخته، از صدمات آن قلیل مردم آن قلزم پر تلاطم متفرق و تقدیر الهی بهدم بنیان آن لشکر متعلق شد. آزادخان با احوال پریشان بصوب شیراز عنان تاخته و در آنجا نیز مجال توقف نیافته،... راه بجانب اصفهان برداشت.»6 آزاد‌خان پس از این شکست به آذربایجان و قلعۀ اورمیه پناه می‌برد و در مدت 2 سال حضورش در این منطقه، ضمن تجهیز سپاهی از افشار و افغان‌ها به فکر دفع خطر دشمن اصلی‌اش، کریم‌خان زند افتاد. علاوه بر کریم‌خان زند در فارس، محمد‌حسن‌خان قاجار در شمال ایران نیز از قدرت و نفوذ فراوانی برخوردار بود. آزاد‌خان برای رهایی از خطر محمد‌حسن‌خان، سپاهی مجهز را روانةگیلانات کرد. در جنگی که بین نیروهای آزادخان و محمدحسن‌خان قاجار در‌گرفت، آزادخان شکست خورده و از راه خلخال به قزوین متواری شد. محمد‌حسن‌خان برای پایان دادن به کار آزادخان و حذف وی از صحنۀ قدرت به فکر جلب حمایت فتحعلیخان افشار و شاهباز خان دنبلی (دو تن از سرداران آزادخان) افتاد. «در سال 1171 هجری نواب محمد حسنخان که در مملکت استرآباد مازندران صاحب داعیه و استبداد شده و در جنگ با آزادخان افغان غالب و قاهر آمده چون می دانست پشت لشگر آزادخان بوجود فتحعلیخان افشار و شاهبازخان دنبلی قوی است لذا مثالی ملاطفت آمیز به فتحعلیخان سردار که نزد آزادخان بود نوشته او را بر موافقت و یک جهتی خود ترغیب و تحریض نمود. چون نامه به سردار مزبور رسید با ابراهیم‌خان افشار دیوان بیگی ارومی و شاهباز‌خان دنبلی مواضعه کرده بالاخره رأی همگان بر این قرار گرفت که امروز آزاد‌خان اگر چه بمساعدت طالع بآذربایجان تسلط یافته کوس اقتدار می‌زند ولی چون در شریعت تشیع مخالف است منافی غیرت و تعصب ملتی است که اختیار این ایل والوس و عرض و ناموس ما در دست افغان باشد. همان بهتر که با نواب محمد حسنخان در سازیم و بباطن شاه ولایت رگ و ریشه‌ی افاغنه را دشمنان هستند از خاک آذربایجان در اندازیم.»7 محمد‌حسن‌خان قاجار پس از جلب نظر فتحعلیخان و شاهبازخان به تبریز آمد و مورد استقبال مردم این شهر قرار گرفت. بعد از چهار روز توقّف محمدحسین‌بیگ ترکمان را حاکم تبریز منصوب کرده و به عزم فتح اورمیه و دفع آزادخان به این شهر لشکر کشید.

 آزادخان به محض اطلاع از لشکر کشی محمد‌حسن‌خان، از قزوین به سرعت برق و باد به سوی اورمیه روانه شد. در نبردی که بین دو گروه در گرفت به سبب حمایت فتحعلیخان و شاهبازخان، نیروهای آزادخان شکست سختی را متحمل شدند. آزادخان نیز با معدودی از نیروهایش به جانب اکراد حکاری گریخت و اورمیه به دست نیروهای محمد‌حسن‌خان قاجار فتح شد. ماجرای فرار آزادخان از اورمیه در مجمل التواریخ چنین آمده است:

«در این بین خبر رفتن محمدحسنخان قاجار بسمت آذربایجان بعزم تسخیر قلعه ارومی که زبانه و سرانجام آزادخان و سرکردگان افغان و لشکریان میبود بگوش خان افغان رسید. بی‌اختیار لشکر خود را برداشته برای دفع محمدحسنخان روانه اورمیه شد ...

 پس از تیپ‌آرائی طرفین از عسکرین چرخچیان قدم بمیدان کارزار گذاشته حربی عظیم اتفاق افتاد که از طرفین جمعی کثیر بقتل رسیده نسیم فتح و ظفر بر پرچم علم محمدحسن‌خان وزید لشکر افغان را شکست فاحش رسیده رو بفرار نهاده متفرق گردیدند. آزاد‌خان با معدودی بسمت بغداد گریخت و خان قاجار قلعه اورمیه را بتصرف خود آورده اموال و اسباب جماعت افغان را تماماً ضبط نموده و فتحعلیخان و شهبازخان و سایر سرکردگان آذربایجان بخدمت او شتافته خدمت او را اختیار نمودند.»8 محمد‌حسن‌خان قاجار پس از دفع خطر آزادخان در آذربایجان، باسپاهی مجهز به قصد نبرد با کریم‌خان زند به سوی قزوین حرکت نمود. در سال 1171 ق محمدحسن‌خان به محل استقرار کریم‌خان، شیراز، لشکر کشید و در دو فرسنگی این شهر اردو زد.

دوره‌ی محاصره شهر به طول انجامید. در طول این مدّت نصیرخان لاری که سابقاً نیز دم از استقلال زده و کریم‌خان اعمال وی را نادیده گرفته بود، با جمعی از تفنگداران خود به سپاه محمدحسن‌خان پیوست. با این همه، کریم‌خان روحیة خود را نباخت و هر روز اوضاع سپاهیان را از بالای برج شهر شیراز نظر می‌گذراند. بالاخره محاصره آن قدر طول کشید که سپاهیان وی از اردوگاه گریختند و به دروازة شهر شیراز پناه آوردند، اما کریم‌خان با تدبیر از پذیرفتن آنان تا صبح روز بعد سر باز زد و از آنان خواست تا در محوطة جنوبی شهر تجمع کنند.

حرکت آن عده در دل شب، بیم و هراسی بر سپاهیان محمدحسن‌خان به وجود آورد و به تصور این که سپاهیان دشمن بر آن‌ها شبیخون زده است، اردوگاه را ترک گفتند، به طوری که تا صبح آن روز، دیگر کسی از لشکریان محمد‌حسن‌خان بر جای نمانده بود و حتی محمد‌حسن‌خان نیز ترجیح داده بود که صحنه را ترک گوید و راه استر‌آباد را در پیش گیرد.9 در بین راه اسب وی در مردابی به گل فرو رفت و توسط چند نفر از ملازمان خیانتکارش که یکی سبز علی‌کرد استرآبادی بود به قتل رسید.

 

نبرد فتحعلیخان افشار با آزادخان افغـان در روستای شیراز عجب شیر بـه سال 1760 م

 

پس از کشته شدن محمد‌حسن‌خان قاجار، فتحعلیخان افشار به همراه شاهباز‌خان که هر دو از سرداران خان قاجار بودند، به آذربایجان برگشتند و در مدّت کمی توانستند در تبریز، امنیّت و آرامش را برقرار سازند. آزادخان نیز پس از شکست از محمد‌حسن‌خان قاجار در اورمیه به بغداد گریخت و در طول این مدّت توانست در کردستان گروهی از جماعت حکاری را دور خود جمع کند. پس از شکست محمد‌حسن‌خان از کریم‌خان، آزاد‌خان به عزم تسخیر دار‌السلطنة تبریز و قتل و غارت در این شهر، با سپاهی مجهز روانه این شهر شد. «دو خان آذربایجان یعنی فتحعلی و شهباز تازه چند ماه بود که حساب خویش را از خان شکست خورده قاجار جدا کرده بودند و چون از سوی وکیل خطری احساس نمی‌کردند مجدداً بساط قدرتشان را در آذربایجان گستردند و به تحکیم مواضع خویش پرداختند، لذا حاضر نبودند بار دیگر کسی را در فرمانروایی و حکومتشان سهیم سازند. کنفدراسیون این دو سردار با لشکر کشی آزادخان که طبق شایعات منتشره در حدود بیست هزار نفر جنگجو در اختیار داشت مواجه گردید. احتمالاً در تابستان سال 1760م و پیش از رسیدن آزادخان به مراغه به مقابله‌اش شتافتند و در محلی موسوم به شهراز[شیراز عجب شیر] قوای او را در هم‌شکستند و ناگزیرش ساختند که با اضطراب و وحشت به درون جبال کردستان بگریزد و جهت تهیه افراد تازه نفسی برای سال آینده و یا هنگامی دیگر اقدام کند.»10

 در تاريخ صاحبقراني عنوان شده كه آزاد‌خان به اركلي‌خان پناه مي‌برد: «آزاد خان پس از شكست از محمّدحسن‌خان قاجار به سوي بغداد گريخت تا از سليمان‌پاشا حاكم آن ناحيه ياري طلبد و دوباره به آذربايجان بازگردد. امّا چون به آذربايجان بازگشت و از فتحعلي‌خان افشار در نزديكي مراغه شكست خورد، به ناچار به تفليس رفت و به اركلي‌خان حاكم آن ناحيه پناه برد.»11

لازم به ذکر است که در تأیید محل درگیری نیروهای فتحعلیخان افشار و آزاد‌خان افغان در روستای شیراز عجب‌شیر، باید به وجود گورستان قدیمی این روستا اشاره شود. سید جمال ترابی طباطبائی درباره این گورستان تاریخی می‌نویسد: «گورستانی است وسیع که در خور یک شهر با جمعیت لا اقل 40 هزار تا 60 هزار نفری می باشد که اصلاً آثاری از محدودة آن در حوالی این گورستان باقی نمانده است. فقط نمی‌تواند در خور اهالی روستای شیراز با جمعیت یک هزار نفر (در سال 1330 خورشیدی) ساکن آن هستند؛ حتی جمعیت فعلی با گورستان مزبور هیچ نوع همخوانی و تناسب ندارد که اگر فرض کنیم این روستا از قدیم‌ترین زمان با چنین جمعیت یا 5 برابر آن بوده باز نمی‌توانسته با چنین گورستانی با این وسعت متناسب باشد. »12

 

تصرّف آذربایجان توسط کریم خان زند

 

در سال 1175 ق کریم‌خان زند پس از انتصاب حکمرانان مازندران و فارس و یزد عازم شمال غرب ایران شد و توانست شهرهای تبریز، مراغه و سلماس را بدون جنگ متصرّف شود. پس از فتح تبریز عازم اورمیه شد و قلعة اورمیه را که از مدت‌ها قبل توسط فتحعلیخان و قوایش متصرّف شده بود، محاصره کرد. «ارومی پایتخت سردار افشار سخت در محاصره است. خیمه‌های وکیل زند را در چمن (صدقه) وتپه (دیاله) نصب گردیده دشت و دمن پر‌غله و صحرا و کوه پرگله است. حصول ذخیره و وجود آذوقه مزید تقویت قلوب قوای خان‌زند است و با دلی قوی پای جلادت پیش میگذراند و از هر جانب بدروازه های شهر یورش میآورند ... رادمردان کاردیده افشاری با استفاده از کوچکترین غفلت خصم دسته دسته از دروازه ها بیرون آمده و بر دشمن می‌تازند در هر حمله و یورشی تلفات جانی و خسارات مالی بر دشمن وارد می‌آورند.»

13 در اثر طولانی شدن مدّت محاصره اورمیه و کاهش آذوقه انبارها، فتحعلیخان افشار تسلیم خان‌زند شد. خان‌زند دست خان افشار را به گرمی فشرده و حکومت اورمیه را به رستم‌خان بن مهدی‌خان قاسملو محوّل کرد و به همراه فتحعلیخان و سایر همراهانش عازم شیراز شد. در نزدیکی اصفهان، بر سر مزار برادرش اسکندر‌خان حاضر شد و در همان محل (قمشه) مهمانش، فتحعلیخان افشار را به خونخواهی مرگ برادرش ناجوانمردانه به دار مجازات آویخت.14

 

منابع:

1.      ر.ك: سرزمين زردشت، علي دهقان، صص 376-375

2.      تاریخ افشار، اديب‌الشعرا، ص107

3.      ر.ک: کریم‌خان زند، جان ر.پری، ص 72

4.      تاریخ افشار، اديب الشعرا، ص 118

5.      فرهنگ و تمدن ایران در دوره افشاریه و زندیه، عباس قدياني، ص 98

6.      تاریخ گیتی گشا در تاريخ زنديه، ميرزا محمد‌اسماعيل موسوي اصفهاني، ص 45

7.      تاریخ افشار، اديب‌الشعرا، ص 129

8.      مجمل التواریخ، ابوالحسن بن محمد امین گلستانه، صص 317-316

9.      ر.ک: تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زند، دکتر ورهرام، ص 49

10.  کریم خان زند، جان پری، ص 124

11.  تاریخ صاحبقراني، محمود ميرزا قاجار، ص 14

12.  آثار باستانی از مناطق مختلف آذربایجان، ترابي، ص 102

13.  تاریخ عمومی آذربایجان، احمدکاویان پور، ص 194

14.  ر.ک: محمد قولوخان افشار ارومی در تشکیل دولت فدرال ملی، مصطفي سعدآبادي، ص 31

منبع خبر : امیر چهره گشا
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون