جستجو
تاريخ انتشار : 93/11/23 - 12:11
گلشن نوروزی: هدفم آگاهی نسل جدید از حوادث آذربایجان است
گلشن نوروزی: هدفم آگاهی نسل جدید از حوادث آذربایجان است

اشاره:

" ارومیه در غبار" نام کتابی است که در قالب رمان به بررسی حوادث اتفاق افتاده در یکی از تاریک ترین و غبار آلودترین  برهه های  زمانی تاریخ آذربایجان یعنی ایام جنگ جهانی اول می پردازد و اهمیت این کتاب  تا آنجایی شکار میشود که بدانیم از وقایع آن دوران فقط دو منبع مکتوب باقی مانده است. سر خانم  گلشن نوروزی نویسنده این کتاب که با استقبال خوبی نیز از سوی مخاطبان رو به رو شده است در گفتگو با نوید آذربایجان از فعالیتها و دلایل خود برای نوشتن کتاب " ارومیه در غبار" می گوید. آنچه در ذیل می آید محصل گفتکوی کوتاهی است که از نظر خوانندگان می گذرد.        گفتگو هادی پناهی

از مطالعه و پرداختن به موضوعات اجتماعی بگوئید؟

مطالعه برای من خاص ترین موضوع دنیا بود از دوره راهنمایی به مطالعه شدید علاقه داشتم و گاهی این مطالعه حالت افراطی نیز به خود می گرفت.در آن زمان علی رغم اینکه از سوی خانواده نه تنها حمایت نمی شدم بلکه  حتی از پا یم نیز می کشیدند اما باز هم به شدت به مطالعه ادامه می دادم. درس ادبیات من در مدرسه خوب بود و در هنگامی که در مدرسه ابتدایی بودم برای دانش آموزان راهنمایی انشا می نوشتم و انشاهایم نیز همیشه بین معلمان و دانش آموزان مطرح می شد.

در دوران کودکی فقط مطالعه می کردم و مطالعه و نوشته هایم با هدف خاصی صورت نمی گرفت. در آن سن همانگونه که ظاهر تغییر می کند در افکار نیز تغییراتی صورت می گیرد ومن نیز متاثر از این چرخش دوران گاهی فقط  کتابهای مذهبی را مطالعه می کردم که ممکن بود و این مدت ممکن بود 2 سال هم طول بکشد و گاهی نیز کتابهای طنز و... . مطالعه برای من یک چیز خاص بود و هرچقدر که مطالعه می کردم آنقدر حریص می شدم که از خورد و خوراک خود نیز باز می ماندم. جالب است اشاره کنم که در دوران مدرسه، خانواده ام پول تو جیبی من را به دوستم می داد که در زنگ تفریح برای من چیز بخرد و می گفتند که اگر پول را به خودش بدهیم می رود و کتاب می خرد.

 

قبل از کتاب « اورمیه در غبار » چه مجوز هایی اخذ کردید؟

  یکی از این کتابها با عنوان « تولدی در آستانه مرگ » و با مضمون مذهبی در قالب رمان چاپ شده است و یکی دیگر از کتابها نیز در مراحل پایانی چاپ است .

چرا کتاب "اورمیه در غبار" اید؟ را در قالب رمان به نگارش در آورده

ترجیح می دهم عقایدم را درقالب رمان بنویسم، نمی خواهم نوشته هایم در گوشه کتابخانه ها خاک بخورند یا افراد کتابهایم را بخرند و به جهت جلد زیبا در کتابخانه شخصی خویش بگذارند. دلم می خواهد کتابهایم خوانده شود و هدفم این است که به خواننده سودی و بهره ای برسانم. در جامعه ما کتب اخلاقی زیاد است ولی من می خواهم کار خاص تری انجام دهم. مخاطبان عام ترجیح می دهند رمان بخوانند و بنابراین رمان مخاطبان بیشتری را در بر می گیرد.

من در دو مقطع هم در حوزه و هم در دانشگاه تحصیل کرده ام و با انسانهای مختلفی نشست و برخواست داشته ام و با اهل علم برخورد داشتم اما متاسفانه دقت می کردم و می دیدم که اینها به علم فقط به کتابهای درسی شان اعتقاد دارند و کتاب خارج از این حوزه مطالعه نمی کنند.  این همیشه برای من جای سوال بود و حتی خود اینکه جوانها چرا از قرآن استفاده نمی کنند. اولین بار که رمان تولدی در آستانه مرگ را می نوشتم دلم می خواست ارتباطاتی که یک انسان می تواند با خدای خویش به تصویر بکشد و چگونه می تواند به هدف کلی خویش برسد و اینکه به این برسد چه چیزی انسان را راضی می کند؟

چه انگیزه ای برای نوشتن کتاب " اورمیه در غبار" داشتید؟

انگیزه نوشتن کتاب از زمان نوجوانی در من به وجود آمد اما آن توانایی را در خود نمی دیدم که شروع به نوشتن کتاب کنم و گاهی نیز به جهت شرایط زندگی تا چند سال از فکر نوشتن کتاب فاصله می گرفتم اما در هر حال این موضوع را درذهن خود داشتم.  سرگذشت مردم و حال و هوای آن روزها را از پدر بزرگ خودم شنیده بودم و علت اینکه به راحتی توانستم به متن ماجراها  وارد شوم این بود که پدربزرگم رابطه ای بسیار خوب با من داشت و بسیاری از نگفته ها را که به دیگران نمی گفت به من می گفت. مخصوصاً اتفاقی که برای مادر پدربزرگم افتاده بود را با مظلومیت بسیار برای من تعریف می کرد که من هم در داستان آورده ام. الان هم به یاد دارم که می نشستیم و او روایات اتفاق افتاده در آن روزها را برایم تعریف می کرد من وقتی نگاهش می کردم می دیدم که چشمانش پر از اشک است و با تمام غرور مردانه اش گریه کرده است. آنروزها بچه بودم و کاری از دستم ساخته نبود حتی نمی توانستم در خصوص این اتفاقات نظری هم بدهم، بعدها هی تلاش کردم و به صورت داستان کوتاه این روایات را می نوشتم و نگه می داشتم اما نمی خواستم این خاطرات را ازهم جدا کنم. اینها را نگه داشتم و تا اینکه روزی خاطره ای از دوران غبار آلود اورمیه را برای استادم که رابطه حسنه ای با وی داشتم تعریف کردم، به یاد دارم وی قلم را به سمت من گرفت و گفت نوروزی تو مشمول الزمه هستی اگر این خاطرات را به چاپ نرسانی؟ از آن روز شروع کردم داستان کوتاه هایم را یک جا جمع کردم و گشتم دنبال افرادی که بتوانند اطلاعات لازم را در اختیار من قرار دهند تصمیم گرفتم یکسره شروع به نوشتن کنم. قبل از شروع کارشناسی ارشد این رمان را تمام کرده بودم و بعد ها کارم شد دویدن دنبال مجوز و اصلاح و... که زمانبر بود.

 

از نوشتن کتاب " اورمیه در غبار بگوئید چه مشکلاتی داشتید؟

آن زمانی که کتاب را کار می کردم در دانشگاه آزاد در مقطع ارشد در حال تحصیل بودم و همزمان در 2 دانشگاه تحصیل می کردم و نمی خواستم که به خاطر این فشارها از کیفیت کار کتاب کاسته شود. واقعاً به حمایت نیاز داشتم، اولا به خاطر گرفتن مجوز و در ثانی اینکه آیا بعد از چاپ خواهم توانست این کتاب را در بازار به فروش برسانم که در این خصوص افراد پر ادعای زیادی را دیدم که در همان مرحله ادعا باقی ماندند به جز افراد معدودی که واقعا پای کار ماندند.

زمان صدور مجوز این کتاب بسیار طول کشید و با توجه به اینکه من قبلا برای خود و برخی دیگر از نویسندگان مجوز گرفته بودم از طول کشیدن این پروسه برای کتابم نگران و متعجب بودم تا اینکه به اجبار شخصاً به تهران رفته و از نزدیک با آنها صحبت کردم و احساس کردم برخی تا با کلمات «غبار» و «آذربایجان» روبرو شده اند می خواهند مسیر کتاب را به جاهای دیگر وصل کنند و آن موقع برای من مشکل ایجاد میشد و من ترجیح میدادم که از نزدیک با افکار من آشنا شوند و برای کتاب وقت بگذارند. نمی خواستم عناد کنم و هدف من این بود که به وطنم خدمت کنم، در آن برهه تاریخی که این اتفاق افتاد اکثر مردم بی سواد بودند و فقط دو منبع از وقایع آن زمان وجود دارد و بقیه هم با استناد به این منابع کار کرده اند و من لازم می دانم از معاونت فرهنگی وقت وزرات فرهنگ وارشاد و برخی مدیران فرهنگی داخل استان نیز تشکر کنم.

از کتاب " اورمیه در غبار چقدر استقبال شده است؟

  باز خورد داشته ایم؛ برخی افراد سعی کرده اند از طریق ناشر ارتباط بگیرند و برخی که من را می شناختند با خودم دیدار داشته اند و کادوهایی نیز به عنوان تشکر گرفته اند. باز خورد منفی هم که داشتم عده ای از بزرگواران اعتقاد داشتد که کتاب غم انگیز است  و آیا همچین اتفاقاتی واقعا رخ داده است؟ یک خانم جوانی آمده بود و می گفت که من آنقدر گریه کردم که چشمانم باز نمی شد. برخی نویسندگان که آنها را می شناسم نظرات خودشون را اعلام کرده اند و می گفتند که کاش قبل از چاپ با ما مشورت می کردید و برخی اشتباهات رو به من تذکر داده اند که قول داده ام در کتاب های بعدی جبران کنم، برخی از افراد نیز بعد از چاپ کتاب مراجعه می کنند و خاطراتی را بیان می کنند که افسوس می خورم که کاش این افراد را پیش از چاپ کتاب می شناختم و به همین خاطر تصمیم گرفتم که باز هم در این خصوص کتاب بنویسم چون اکنون منابعی که به من مراجعه می کنند  دو برابر بیشتر از زمان تحقیق درباره کتاب «ارومیه در غبار است». در چاپ اول 2000 هزار نسخه چاپ شده است که فروش خوبی دارد و من خودم هم اینرا باور نمی کردم. وقتی کتاب را می نوشتم تمام زندگی من این کتاب شده بود.

 

منبع خبر : گلشن نوروزی
نظرات بينندگان
غیر قابل انتشار : 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته : 11
اسلام
|
1393/11/23 - 14:27
0
4
با تشکرازنگارش کتاب عالی اورمیه در غبار و آرزوی توفیقات متعالی درتمام عرصه های زندگیتان کتاب ارزنده ای شما بزرگوارسبک خاصی دارد وبه دل می نشیند نمیدانم بازگویی حقیقت عامل آن است یا قلم شما .باشناختی که ازشما دارم فردی معتقد و مذهبی هستید لطفا با قلم شیوا وسلیس خود در مسایل روز اجتماعی ومذهبی نیز این چنین شاهکارهایی بیافرید.
دین محمدی
|
1393/11/23 - 14:47
0
3
با سلام خدمت سرکار خانم جسور تا به حال دوکتابت را خواندم خدایی خوب نوشتید اما هردو تراژدی زیادی دارد ولی خوب وتاثیر گذار است {واقعا در افکار خودصادق هستید ؟اگر باشید انسان والایی هستید امیدوارم اینچنین باشد چون به نظر مردمی ومنتقد می آیی آرزوی موفقیت باعنایت خداوند متعال برایتان منمایم}
فرخ كرمي
|
1393/11/28 - 18:09
0
2
سلام خانم نوروزي عزيز تبريك مرا بپذيريد زنده باشيد و خداوند حافظ شما باشد كتاب بسيار ارزنده اي نوشته ايد باور بفرماييد هنوز طول مي كشد من بتوانم از فضاي اين رمان فاصله بگيرم شما روح اجداد اذري را شاد كرديد از اقاي دكتر مهران تبريزي بزرگوار و اقاي پناهي و ساير زحمت كشان كه پشتيبان اهل قلم هستند بسيار بسيار تشكر مي كنم
محمدعلي اميرصدقياني
|
1393/12/04 - 12:10
0
2
خانم نوروزي براي اين كتاب زحمت فراواني كشيدند ايشان مي فرمودند در وضعيت كنوني دغده اي غير به ثمر رساندن اين كتاب ندارم ولي من كه از نزديك شاهد تلاش ايشان بودم معتقدم بانوي خردمند اذري بخشي از عمرشان را در راه به ثمر رساندن اين كتاب گذاشتند مقاومت و تلاش ايشان براي گرفتن مجوز واقعا قابل تحسين است اعتقاد ايشان روي اين اصل كه كتاب اروميه در غبار بايد در مملكت خودم چاپ شود نشان اعتماد به نفس ايشان است. و واقعا انتقادپذير بودند كه تلاششان بي ثمر نماند من پا به پاي ايشان در مراسم بزرگداشت مرحوم لكستاني در قره قشلاق بودم ايشان واقعا براي استناد به شواهد زنده تلاش زيادي كردند با فرزند مرحوم لكستاني از نزديك صحبت كردند معتقدم رمان ايشان دردهاي واقعي مردم در دوران جنگ گذشته است براي نويسنده عمر با عزت و سلامتي ارزو دارم و براي شما كه انعكاس دهنده اخبار شهرمان هستيد ارزوي توفيق دارم
روحينا خوي
|
1393/12/04 - 18:48
0
3
سلام گلشن نازنين من بهت بيست ميدم نه صد ميدم بي ريا عالي نوشتي عالييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
فرزانه از اروميه
|
1393/12/05 - 12:31
0
4
اميدوارم همه بخونن و بدونن اگه حواسمون نباشه و سادگي كنيم يوقت چشم باز مي كنيم مي بينيم مثل مردم عراق گرفتار شديم
لطفي
|
1393/12/06 - 11:16
0
4
سلام واقعا دستان درد نكند شايد خيلي ها فكر كنند اين نوشته ها تخيل است اما تخيل نيستند نويسنده خوب توانسته حقايق را با قلم روان بنويسد باور كنيد در اروميه خانواده اي يافت نمي شود بزرگان خاطره اي از كشته شدن عزيزانشان بدست ارامنه نداشته باشند فقط كسي ننوشته يا نتوانستن بنويسند به نظر من اين رمان بهتر از كتاب تاريخي است پدربزرگم تعريف مي كرد يكي از ارامنه مثلا ما را به خانه اش پناه داد بعد بيرون رفت من هم دنبالش رفتم ديدم خودش با چند نفر داره از خانه من غارت مي كنه با لگد مي زد كوزه ها را مي شكست اينم از محبت همسايه كلا اينا بدشان نمي امد مسلمان ها قتل و عام بشن
ناشناس
|
1393/12/12 - 08:25
1
1
كتاب تركي نوشته شده؟ آخه خيلي تبليغ شده به نظر من اگه كتاب خوبي بود مجوز نمي دادن
گولشن نوروزي كتابين يازاني
|
1393/12/12 - 09:41
1
5
سلام زحمت چكن لره و يازانلارا من هامي نظروئرنلردن تشكور ائديرم چوخ ساغ اولون چوخ مينتدارام نظرلردن چوخ چوخ سئونيديم آذربايجان بير اولدوزدو وطئن باشيندا پارلاير و من فخر ائديرم بو اولدوزون ساكني ئم
مرتضی و المیرا
|
1394/08/23 - 00:36
1
3
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت خانوم نوروزی در این دوران فقر فرهنگی شما بانوی گرامی همانند یک شیرزن به تنهایی قلم به ذست گرفته و درد مردم غیور آذربایجان را که سالیان سال در سینه آنها خاک خورده بود را غبار زدودید ونام آذربایجان را زنده کردید. انشالله بجز عرصه فرهنگی شاهد حضور قدرتمند و پرشور جناب عالی در صحنه سیاسی کشور نیز باشیم .یا حق
مريم ساكت
|
1395/03/18 - 13:05
0
3
ضمن عرض سلام و خسته نباشيد به سركار خانم نوروزي كتاب شما و چند تا از كتاب هاي شما را خواندم در جلسه نقد نتونستم شركت كنم خانم دكتر گلشن واقعا افتخار زنان اورميه هستند بزرگترين افسوس من اين بود كه در زمان انتخابات اورميه نبودم دلم مي خواست شب و روز در كنار اين بانوي فرهيخته باشم اميدوارم بزودي شما را در مجلس ببينم اميدوارم به نيابت از بانوان صداي انان باشي خانم نوروزي خيلي بزرگيد خيلي عزيز و من افتخار ميكنم مدتي شاگرد شما بودم دوستتان دارم و الگوي من در زندگي هستيد خانم دكتر شما هميشه براي من يك نماينده هستيد نمايندهي لايق و تنها نماينده ي شابسته ي شهر منتظر منتظرم ان روز را ببينم كتاب اورميه در غبار عشق است افتخار است افتخار آذربايجان دستت درد نكند
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون