جستجو
تاريخ انتشار : 93/10/22 - 13:31
نگاهی به زندگی ، آثار و خدمات فرهنگی علی دهقان مرد فرهنگ پرور آذربایجان
نگاهی به زندگی علی دهقان مرد فرهنگ پرور آذربایجان

 

روش و سیرت نیکوی مردان بزرگ مانند آیینه ای است که می توان در آن نگریست و نقایص خود را جبران کرد و در رفع آن کوشید.زیستن با یاد آنان این امکان را به ما می دهد که با فضایل و شیوه های پر فضیلت آنها زندگی کنیم و در همان مسیر و به همان طریق سیر کرده و گام برداریم. در اینجا به زندگی یکی از این مردان بزرگ که عمر خود را در راه تعالی و پیشرفت علم و دانش این سرزمین مصروف داشته است پرداخته می شود.

استاد شهریار:

او به ما صد ها دبستان داد و با این رفتنش

باز هم از دست ما صدها دبستان میرود

ننگ گورستان از او نام دبیرستان گرفت

یاد دهقان کی فراموش آید از دل های ما

او به چندین یادگاران درخشان می رود

علی ترابی-علی دهقان سال های بعد- درسال 1289 در اورمیه به دنیا آمد،جد مادری وی آیت ا...میرزا ابو تراب یکی از روحانیون وارسته وخدا ترس بود،اما بدون محراب و منبر.افراد خانواده نام خانوادگی "ترابی" را ماخوذ ازنام این مرد بزرگ گرفته بودند.کودکی علی همزمان بود با آغاز جنگ جهانی اول، وقوع انقلاب بلشویکی و آتش زدن بازار و شهر اورمیه از سوی سربازان لجام گسیخته روس وهجوم متناوب عثمانی ها واشرار به اورمیه.

تحصیلات ابتدایی را در دبستان "نوید دانش" زیر نظر میرزا عباس تبلیغی معروف به ملا باشی  آغاز کرد. ضمن تحصیلات متوسطه به عنوان آموزگار نیز در همان دبستان مشغول به کار بود.همان سالی که زلزله ای مهیب سلماس و قسمتی از اورمیه را با خاک یکسان کرد.وی در سال 1309 دیپلم متوسطه در دست ،عازم تهران شد تا در دارالمعلمین عالی ادامه تحصیل دهد.

سال1312 با لیسانس علوم ریاضی و تربیتی تحصیل را به پایان رسانید و به خدمت نظام رفت.اولین محل خدمت فرهنگی او اصفهان بود با سمت دبیرریاضیات در مدرسه نظام.

سال 1318 که از راه رسید،دانشسرای تبریز نیز مثل دیگر ارگان ها و سازمان ها از هم پاشید. در سال 1323 به ریاست فرهنگ آذربایجان غربی رسید.شش سال بعد همان سمت را در آذربایجان شرقی عهده دار شد تا مدت نه سال در آن مقام، صدرات امور فرهنگی و اجتماعی باشد.او در این نه سال با 9 استاندار،با سلیقه ها و برنامه های مختلف،همکار بود و کارها را آن چنان که خودش می خواست، پیش می برد.آن 9 استاندار عبارت بودند از:دکتر منوچهر اقبال، دکتر محمد سجادی، ناصر قلی اردلان، سپهبد شاهبختی، محمود جم، عباسقلی گلشاییان، دکتر پرویز ناتل خانلری، ابراهیم زند و محسن رئیس.

25 مهر 1329 دهقان با ابلاغیه وزارتی به ریاست فرهنگ آذربایجان شرقی منصوب می شود.دکتر جزایری، وزیر فرهنگ وقت، فردای آن روز دهقان را به مجلس شورای ملی می برد تا با فراکسیون آذربایجان که یکی از فراکسیون های فعال و مهم مجلس بود، آشنا کند. مدت یک ساعت و نیم حضور دهقان در معیت وزیر  در مجلس و آشنایی وی با نه تن از وکلای تبریز، او را برای انجام امور فرهنگی در آذربایجان مصمم تر می کند.وی در مدت نه سال ماموریت فرهنگی خود را در آذربایجان بر اثر پشتکار و صمیمیت موفق می شود از محل "عوارض مستمندان " تبریز که در همان ماده های نخستین روز ورود به تبریز با کمک دکتر منوچهر اقبال، استاندار وقت، از بابت فروش قند و شکر پی ریزی شده بود متجاوز از شصت باب مدرسه در سطوح مختلف،از کودکستان و دبستان و مدارس حرفه ای و دبیرستان، فقط در سطح شهر تبریز احداث کند.این اقدامات فرهنگی در حالی بود که از صدر مشروطیت وآغاز احداث مدارس جدید در تبریز تا سال 1329 (سال شروع مدیریت دهقان) فقط پانزده ساختمان مناسب برای مدارس ساخته شده بود.

البته ناگفته پیداست که بنای آن همه مدرسه در آن زمان در تبریز، نمی توانست از محل مزبور عملی شود.اقرار معمرین و علاقه مندان به فرهنگ آذربایجان حاکی از این است که جلب اعتماد مردم از سوی علی دهقان در راه اندازی پروژه احداث مدارس، یکی از مهمترین عوامل بود.دهقان از همان روزها بنا را بر آن گذاشت که کار مردم را بدست خود مردم انجام دهد.چون کار عمل خیر بود و عاملش مردی پرهیزکار و صدیق،مردم نیز از ته دل در سر و سامان یافتن امر توسعه فرهنگ و مدارس پیشقدم بودند.دل کندن بزرگانی چون حاج محمد نخجوانی از گنجینه کتب دستنویس خود و یا اهدای مبلغ پنج هزار تومان در سال 1335 از سوی حاج محمد علی حیدرزاده در ادامه کار ساختمان کتابخانه ملی تبریز- نمونه هایی از این ارتباط صمیمی  علی دهقان و مردم  که دهقان به این مهم نائل شد .مگر اینکه سد محکم بین دولت و مردم را از بین برد.حیف که این وضع چند صباحی بیش دوام نداشت .دهقان که رفت ،دوباره فاصله بین دولت و مردم خود را نشان داد .

پنج سال بعد از اولین ملاقات شاه و دهقان در دانشسرای پسران تبریز ،دومین ملاقات نیز به حکم تقدیر صورت می پذیرد که عاقبت خوشی برای استان گیلان داشت .مجلس جشنی که دهقان در پنجم اردیبهشت سال 1327 به خاطر حضور شاه در سالن هنرستان صنعتی تبریز برپا کرد و گزارشی از عملکرد صمیمانه خویش در احداث و مرمت ساختمان مدارس تبریز را ارائه داد،کار خودش را کرد .چند روزی از بازگشت شاه به تهران نگذشته بود که دکتر مهران تلفنی از دهقان می خواهد که هر چه زودتر به حضور دکتر منوچهر اقبال نخست وزیر برسد.تقاضای دهقان مبنی بر موکول شدن شرفیابی به بعد از خاتمه هفته (تعلیمات حرفه ای)در تبریز مثمر واقع نمی شود .وزیر فرهنگ از مدیر کل خود در آذربایجان می خواهد که در حرکت به سوی تهران تاخیر نکند .مهندس نفیسی ، معاون وزارتی ، به جای دهقان سرپرستی اداره کل فرهنگ آذربایجان را به دست می گیرد تا دهقان که اعتماد و ایمان کاملی به عملکرد و صداقت نفیسی در کارهای فرهنگی به ویژه در سرو سامان دادن وضع مدارس صنعتی و حرفه ای داشت با خیال آسوده راهی تهران می شود تا به کسوت استانداری ملبس گردد.دهقان ،خود در گفت و گوی صمیمانه خود در سال 1378 با مجله تاریخ معاصر ایران ، تصریح بر این دارد که هیچ کس به جز شخص شاه در انتخاب وی به مقام استانداری آذربایجان نقشی نداشته است .

زمانی که شریف امامی بر منصب نخست وزیری تکیه زد و دکتر جهانشاه صالح را به وزارت فرهنگ فرستاد (1340 )از دهقان خواست تا معاونت صالح را بپذیرد .اما او که صالح را مردی یکدنده و لجوج می دانست پیشنهاد شریف امامی را رد کرد .به هر تقدیر ، دهقان در نخستین مرحله آزمایش در پست سیاست که چندان چنگی به دلش نمی زد رهسپار گیلان شد تا بعد از یک سال و نیم خدمت در آنجا و انجام کارهای عمرانی ، از جمله کشیدن جاده بین دیلمان و سیاهکل به همت مردم ،و مرمت و بازسازی مجدد باغ محتشم رشت ، شانس خود را در منصب امارت آذربایجان محک بزند .

چند روز پس از بازگشت محمد رضا شاه از گیلان به تهران ، تلفن تیمسار صادق عزیری ، وزیر کشور کابینه علی امینی (6 اردیبهشت 1340 تا 29 تیر 1341 ) علی دهقان استاندار موفق گیلان را به تهران می کشد تا پس از یک سال و شش ماه و هفت روز خدمت در گیلان ، دوباره به آذربایجان برگردد ، البته  این بار در مقام استانداری .دهقان پس از نه سال خدمت فرهنگی در آذربایجان از 9 آذر سال 1338 مامور سرو سامان دادن به اوضاع اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی خطه شمال شده بود .مدیریت و صداقت وی در کارهای اجرایی به ویژه در امور فرهنگی ، او را در این ماموریت یک سال و نیمه موفق و کامیاب نشان داد .در پانزدهم مهر 1343 توفیق جبری شامل حالش شد .از کارهای اداری بازنشسته گردید او که عمری عاشقانه به فرهنگ و مدرسه و درس پرداخته بود در دوران فراغت از تنگناهای بوروکراسی و اداری ،باز هم دل به کرشمه های فرهنگ و کلاس برد .چند سالی در اداره (مدرسه عالی دختران)( دانشگاه فرح و دانشگاه الزهرای فعلی )با موسس آن کریم فاطمی همکاری کرد .دهقان بازنشسته که شد تهران را برای ماندن و زیستن اختیار کرد .او در منزل خود مجلس انس و صفا با یاران و همفکران خود از جمله : علی اکبر سعیدی سیرجانی و دکتر عبدالحسین نوایی و عبدالعلی سیاوشی برقرار می نمود .

او سال ها پیش ، در دوران میانسالی کتاب تاریخ رضائیه یا سرزمین زردشت را تالیف کرد.دهقان که با تالیف این کتاب نام خود را نه به عنوان مسئول فرهنگی و اجتماعی بلکه به عنوان مولف و علاقه مند به تاریخ بر سر زبان ها انداخته بود .در دوران کهولت و استراحت به تدوین خاطرات خود از یک سال حکومت فرقه در اورمیه پرداخت و بعد اقدام به گرداوری خاطرات خود کرد .

پنج ماه قبل از آنکه دهقان رخ در نقاب خاک کشد (در سال 1382 )در جلسه بزرگداشتی از سوی مردم تبریز در کتابخانه مرکزی – همان مکانی که 47 سال پیش خود وی، در محلی دیگر ،ساخته شد و کتابخانه ملی نامیده شد برگزارشد، شرکت کرد .مقامات اداری شهر،به ویژه مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در تکریم و تجلیل وی سنگ تمام گذاشتند و از تندیسی که به احترامش ساخته شده بود پرده برداری شد.از تبریز که به تهران رفت بیش از چهار ماه نماند.رفت.

منبع:غلامرضا طباطبایی مجد،نام آوران آذربایجان در سده 14،انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،چاپ اول 1390 

منبع خبر : مجید خلیل زاده
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون