جستجو
تاريخ انتشار : 93/09/11 - 18:28
خواب از نوع داعش
خواب از نوع داعش

 

آفتاب نیامده یک خواب با خیال سودائی جمعی مدهوش را به رویای تخت و تاج سوق میداد . فرج صبحگاهی عالم را به دیده های غیر مسلح نشان داد . لیک خفتگان به ظاهر بیدار آنچه از عینک های طلسم شده خود دیدند قتل انسان هایی بود که گناهی نداشتند. بچه ها فریاد زدند. زنها یا محمد(ص) صدا میکردند. مردان هاج و واج از شبیخون هیولا در حیرت مجسمه های دل آهنی بودند که از چشم تیر کینه می زدند و با دست تومار زندگی بیگناهان را به هوس دست یابی به آنچه که حتی نمی دانستند و نمی دانند چیست به خاکستر تبدیل و به باد ریا می سپردند .

 غرش توپ های تامین شده از پول به ظاهر مسلمان ها و مزدورانی که تفرقه افکن ، حکومت کن سرلوحه آقایی کردن آنهاست فضای شهر را پر کرد. نیکان گریستند. بدکاران به غلغله و شادی مشغول و اربابان دست روی کیسه های پر از دلار داشتند و هر چند گاهی یک قسمت قابل اغماض از آنها را مثل غذای سگ جلوی سرمستان منزل نابودی می انداختند .

 هیبت شهر شکست. پرچم قانون و انسانی آتش گرفت .بگیر و ببند ظالمانه برای هدفی شوم و خواسته ای که هیچگونه لباس وجود نخواهد پوشید به راه افتاد و سرمایه های انسانی و انسانیت جای خود را به جلا دادن آهنی بی شعوری داد که خود سرمایه ای از انسانیت نداشتند تا تاراج جان انسان ها را فهمیده باشند . پشت بام ها پر شد از جامه پوشان سیاهی  که دور کلاهشان رنگ دلارهای اهدایی و اتیکت سینه شان نشان زدوده شده انسانیت از سینه و پاهایشان به راهی هدایت می شد که مقصد نامشخص بود ، نسل کشی به مسابقه گذاشته شده و رویای برنده شدن در سطح جام جهانی را مطالبه می کرد . اربابان لم زده به خزانه های اهدایی باد غبغب به گلو داشته قفل فولادی بر درب دکان هر چه انسان و انسانیت بوده و هست زده بودند و کلیدش را به بامهایی انداخته بودند که از یکی از آن بام ها همیشه ندای وحدت ، صدای نابودی شیطان ، ندای مهربانی می آید

 

ولی به دست کسانی افتاده که خویش استاد شیطان هستند. بام های دیگری که کلید قفل ها آنجا افتاده هرچند ادعای مسلمانی ندارند ولی در دین خود منجلابی از نفرت و فساد به خود ساخته و دست و پا می زنند . این بامهای دیگر در مقام دستوری بالاتر از بام اولی خود می نمایند ولی صاحبان بام اولی از بامهای دیگر درس گرفته در عوض به بام های دیگر هم مزد استادی می دهند و هم ناموس بر باد رفته خویش را غافل از اینکه مسلمان کشی و تفرقه به جان هم انداختن همدیگر کار همیشگی بام های دیگر است به حراج گذاشته اند . ابراهیم لینکن رئیس جمهور آمریکا جمله ای دارد که خیلی شیرین است : کسی که نمی داند به جایی که میرود کجاست احمق است . احمقان ناموس به قمار گذاشته بهر چند دلاری که شاید هرگز برایشان مزه ای نخواهد داشت به جلادی خود می بالند . مزدورانی که هیچ انسانیت در وجود آنها نبود و اگر بوده با شستشوی مغزی به آهن پاره ای تبدیل گردیده اند و از کشت و کشتار زن و فرزند و ناموس مسلمانان لذت می برند . شهر نمی خوابد صدای گلوله های آتشین که میبایست به سوی دشمنان اسلام پرتاب می شد سینه مسلمانان دیگر را می شکافد به کدام گناه کشته شدی نمود عینی پیدا می کند .

 بچه ها اگر هم نمرده باشند کاملا در زیر آوار ها روز ها و شب ها تا نفس دارند گریه می کنند . مادران دق کرده پدران خود را در گرداب مرگ می یابند رحم و مروت رخت بربسته وجدانهای بیدار زجر می کشند ولی بی وجدانان بنام مسلمان بودن مسلمانان دیگر را به هدفی که هرگز معلوم نیست جهت ارضاء شهوت نفسانی اربابان به خاک و خون می کشند شغالها بیدار شده اند . شیرها خود را در بند می بینند و روباهان اسلحه به دست مکارانه دنبال خون آشامیدن هستند سفره ها برچیده شده از نکبت و بدبختی سراسر منطقه را گرفته است و داعش دنبال خوابی می رود که قبل از او دیده اند و خود نابود شده اند ، تا زمانیکه مسلمان معنی

واقعی وحدت را نمی دانند داعش ها تحت آموزش پیشرفته نظامی دشمنان اسلام بوده

و خواهند بود و تازمانیکه حکام اسلامی دلارهای عاید شده از مسلمانان صدیق و منابع خدادای  را  دودستی  تقدیم  دشمنان  اسلام  کنند  ،  تا زمانیکه اماکن مقدسه والی شرعی

برخواسته از قلوب مسلمانان را نداشته باشد ، تا زمانیکه که حکام اسلامی عوض دادن درس وحدت اسلامی به ملتهای خود ، درس نفاق بیاموزند ، تا زمانیکه اسلام ناب محمدی (ص) بصورت آنچه هست به مسلمانان آموزش داده نشده و بجای آن آموزش های آموزندگان آنچنانی جای آن را گرفته و بگیرد ، تا زمانیکه احکام قرآن به معنی عام و خاص به مسلمانان یاد داده نشده،مثال گروه های داعش در دامن دشمنان اسلام پرورش یافته و مثل همیشه مسلمان کشی بدست مسلمان رواج خواهد داشت .                                                                           

 

چریک نمی شناسد

                          او را

                                 که سرب گلوله اش

                                                           فرزندش را یتیم کرد

 

گلوله ای بی تقصیر

                         از خان بی آوار لوله

                                                   گلوله پرتاب می کند

 

بدون کینه و قهری

                          ستونهای ناشناس

                                                   ناشناسان را می کشد

 

 

و اربابان از زور آزمایی

                               نه فهم ها

                                             می خندند !

 

 

 

محمد اکبرزاده ( ناصح کهنه شهری )

 

منبع خبر : محمد اکبرزاده
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون